ناميده مىشد ؛ امّا اين قوم به مناسبت اخلاص و احترامى كه نسبت به سن آندره دارند و معتقدند كه بانى اين معبد وى بوده است اكنون اين كليسا را به نام وى مىخوانند .
جلو اين كليسا ستونى از سنگ مرمر است . حكايت كردهاند كه وقتى سن اندره درگذشت به اراده و مشيّت پروردگار دانا ، سيلى خروشان از آن جوشيد ، و بسى نمانده بود كه جمعى هلاك شوند . عدّهاى كه به آيين حضرت عيسى مسيح اعتقاد تمام داشتند ، و براى سن آندره حرمت بسيار قائل بودند ، به درگاه يزدان استغاثه كردند ، تا از اين بلاى بزرگ رهايى يابند . دعاشان مقبول افتاد ، و سيل از جريان باز ايستاد . از آن زمان اعتقاد مردمان كلشيد نسبت به اين حوارى بزرگ بيشتر و كاملتر شده ، و وقتى برابر اين ستون مرمرين مىرسند به نشان حرمتگزارى زانو بر زمين مىزنند و تعظيم مىكنند . من اينروايت را از زبان كريستفل كاستلى (
christophle castelli
) كه با اسقفى به پيكسيوتا رفته بود ، و خود شاهد اين مراسم بوده ، نقل مىكنم . اين مراسم گرچه ظاهرا وحشيانه مىنمايد ، اما به هر روى به منظور حرمتگزارى به اين حوارى عظيمالشأن و صليبى كه روى سينه داشت ، و بزرگداشت اين ستون مرمرين انجام مىشده است .
امّا دربارهء چگونگى و زمان گرويدن ايبريان و گرجيان به مسيحيّت در يادداشتهاى بارونيوس (
baronius
) ضمن حوادث سال صدم ميلادى چنين مىخوانيم كه : بر اثر رهنماييها و مواعظ پاپ سن كلمان ، زمانى كه اين شخصيّت عالى مقام به دستور تراژان (
trajan
) امپراتور رم به جزيرهء كرسونّز (
chersonnese
) تبعيد شده بود ، به مسيحيّت گرويدند . اما من بر اين باورم كه عقيده و گفته توماس دوژسوس (
tomas de jesus
) معتبرتر و به واقعيت نزديكتر است . وى در صفحه 190 فصل نهم كتاب چهارم تاريخ توجه ملل مختلف به جهان مسيحيّت آورده است كه مردم ايبرى بر اثر مشاهدهء قداست و ورع يك زن برده موسوم به سنت نينن (
sainte ninon
) به مسيحيّت گرويدند . نام اين زن برده و پرهيزگار در تذكرهء شهدا ، اشاره به روز پانزدهم دسامبر ، زير عنوان حوارى پر افتخار ايبريان يا گرجيان آمده است .
نيسفور (
nicephore
) نيز در فصل سى و چهارم كتاب هشتم از اين حوارى پارسا نام مىبرد . توماس دوژسوس كه پيش از اين از او نام بردهام گفته است : اين بردهء قديسه تمامت عمر خود را به پرهيزگارى و پارسايى گذراند . بر اثر رياضت و روزهدارى و امساك ، زرد و پژمرده حال شد . تقوا و پاكيزه خويى اين زن برده