منهيّات و واجبات آن را بشناسد ، و بداند كه راه نزديك شدن به خداوند كدام است .
آنچه من دريافتهام اين است كه زنان گاهى شمعهاى كوچكى روشن ، و آنها را به در خانهء خود يا كليسا نصب مىكنند ؛ سپس مقدارى كندر در آتش مىريزند ، برابر خورشيد مىايستند ، و با نهايت تعظيم و تكريم ، با فروتنى با دست نقش صليب را روى سر و سينهء خود رسم مىكنند .
چون من نه زبان مينگرليها را مىدانم و نه زبان گرجيها را ، لاجرم نتوانستم عقايد و باورهاى مذهبى آنان را دريابم . از روى ديگر چندان كه كوشيدم كسى را پيدا نكردم كه جز زبان خود به يك زبان بيگانه آشنا باشد تا به آن زبان دربارهء مسايل مذهبى با وى گفتگو كنم . پس صواب و صلاح آن دانستم براى شناساندن عقايد مذهبى مينگرليها برگردان رسالهاى را كه يك شخصيّت روحانى معتبر به نام پردم ژزف مارى زامپى (
pe re dom joseph marie zampi
) يكى از مبلّغان ته آتن مأمور و مقيم مينگرلى به من اهدا فرموده بياورم . اين رساله را كه ناتمام مانده و هنوز چاپ و نشر نشده شخصيت مذهبى مذكور به من اهدا فرموده . وى مدت بيست و سه سال در كلشيد اقامت داشته ، و به كنه معتقدات مذهبى مردم اين شهر آگاهى كامل يافته و رسالهء خود را زمانى كه من در كلشيد اقامت داشتهام داده است ؛ و اين ترجمهء كلمه به كلمهء آن رساله است :