دعوىاند كه دعا را به زبان ادبى يا كتابتى مىخوانند و مىنويسند گفتهشان واقعيت ندارد .
با اينكه سى سال پيش جمعيت كلشيد افزون بر هشتاد هزار نفر بود در زمان حاضر عدهشان بيش از بيست هزار تن نيست . سبب عمدهء اين نقصان جنگ با همسايگان ، و فروخت زنان و مردان و كودكان در سالهاى اخير بوده كه اين كار ناسزاوار و دور از مردمى به وسيلهء بزرگان اين سرزمين انجام گرفته است . سالهاى بسيار است كه به طور متوسط هر سال دوازده هزار نفر از اين قوم تيرهبخت به تركها و ايرانيان و ديگر مسلمانان فروخته ، يا با كالاهاى گوناگون مانند سلاح ، ماهوت و چيزهاى ديگر مبادله شدهاند . حقيقت اينكه اين بردگان سيه روزگار در سراسر گيتى ، و در تمام مدت عمر جز مالكان خود كسى را ندارند . هر سال متجاوز از چندين ده كشتى بادباندار از قسطنطنيه و كافا ، و بيش از شصت قايق پارويى از قونيه ، ايريسا و ترابوزان به كلشيد وارد مىشوند ، و پس از تخليه بارهاى خود برده ، ابريشم ، نخ ، تخم كتان ، پوست گاو ، پوست دله ، پوست سگ آبى ، پوست سمور ، موم ، عسل ، مىخرند و مىبرند . عسل كلشيد در نهايت امتياز ، و دو نوع است : عسل سفيد و عسل حنايى رنگ . محصول عسل سفيد آن از نوع ديگر كمتر ، امّا بهتر و خوشگوارتر است .
حتى قند مكرر به شيرينى و لطافت آن نيست . به مذاق مطبوع ، و زير دندان كمى سخت مىنمايد . جز اين گونه عسل ، نوعى ديگر عسل طبيعى نيز هست كه در تنهء مجوّف درختان ، يا سوراخ كوهها به حد وفور يافته مىشود . سفاين كافا اين نوع عسل را به مقدار زياد به تاتارستان مىبرند ، تاتارها نوعى دانه به آن مىآميزند و مشروبى قوى و مردافگن درست مىكنند .
تركها از داد و ستد با كلشيديها سود سرشار مىبرند ، يعنى چيزى را كه يك اكو خريدهاند به چهار اكو مىفروشند . بيشترين سود از خريد و فروخت برده عايدشان مىشود . بىرحمى و رذالت بزرگان كلشيد دربارهء فروختن مردان و زنان و دختران هموطن خود ، حتى بستگان و خويشاوندانشان به بيگانگان به راستى باور نكردنى است . اين سيهدلان دور از مردمى جز به سود خود نمىانديشند ، و پيوسته در اين سودايند كه براى فروختن مردم بىپناه بهانهاى بجويند . اين درندهخويان نامؤمن دختران جوان را از خانوادهها مىربايند ، بچههاى همسايگان را مىدزدند ، و با نهايت وقاحت و بىشرمى مىفروشند . حتى براى ارضاى طبيعت پست خويش از فروختن
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: ژان شاردن
ص١٣٢