مىنهند و به جاى سفره به كار مىبرند . همهء ظرفهاى غذاخورى كلشيديها چوبى است ، حتى استكان و فنجانشان هم از چوب ساخته شده است ، اما بزرگان و اعيان اندكى ظرف نقره نيز دارند .
رسم و عادت اين قوم نيمه وحشى چنان است كه همهء افراد خانواده اعم از زن يا مرد با هم و بر سر يك سفره غذا مىخورند . پادشاه و ملكه و پسران و دختران و خدمتگزاران حتى نازلترين نوكرانش نيز با هم و بر سر يك سفره غذا مىخورند . اگر باران نبارد معمولا در صحن خانه به غذا خوردن مىنشينند . به هر صورت ، هنگام صرف غذا دايرهوار يا به رديف بر حسب مقامى كه دارند ، قرار مىگيرند . اگر هوا سرد باشد هر جا كه سفره گستردهاند آتش مىافروزند .
در كلشيد هيزم قدر و قيمت ندارد ، زيرا چنان كه بيش از اين ياد كردم تقريبا سراسر اين سرزمين پوشيده از جنگل است .
بزرگان هنگامى كه براى صرف غذا سر سفره مىنشينند ، چهار نفر ديگ بزرگى را كه محتوى گم است و روى دوش خود حمل مىكنند ، روى زمين مىگذارند .
خدمتگرى نيم عريان با كفگيرى چوبين ، در ظرف هر كدام ، يك قطعه گم ، به وزن تقريبى سه ليور مىگذارد . سپس دو خدمتگر كه از نظر ظاهر و پوشاك تميزترند ديگى كه در آن گم سفيدتر است مىآورند ، و در ظرف كسانى كه مقام و شخصيت برتر دارند مىنهند . در سر سفرهء افراد سرشناس و ارباب كمى سبزى يا ماهى خشك و سرخ شده يا اندكى گوشت نيز هست . در روزهاى عيد يا ايامى كه عدهاى را به ميهمانى دعوت مىكنند اگر گوشت شكار نداشته باشند يك خوك ، يا يك گاو نر ، يا يك گاو ماده را مىكشند و بىآنكه روى گوشت آنها نمك بپاشند يا ادويه و چاشنى ديگر بريزند در همان ديگ بزرگ مخصوص پختن گم قرار مىدهند . در آن مقدارى آب مىريزند و روى آتش مىگذارند . پس از اينكه غذا مدتى جوشيد ديگ را از روى آتش برمىدارند . آب آن را مىريزند و گوشت را همچنان كه نيم پخته است بىآنكه به آن نمك يا چاشنى بيفزايند مىخورند . سهم صاحب خانه از اين غذا خيلى بيشتر از ديگران است ، و اگر سبزى و نان يا گوشت پرندگان يا شكار نيز بر سر سفره باشد معمولا وى بيش از ديگران از آن بهرهور مىشود . صاحب خانه به مهمانان و به هر كس مىخواهد لطف و تفقّد كند مقدارى گوشت مىدهد . آنان با انگشتان كثيف و آلودهء خود به خوردن غذا مىپردازند . چنان تند و حريصانه دهان خود را با لقمههاى بزرگ
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٩