پايين آن را در شلوار تنگ خود جا مىدهند ؛ و روى كمر خود طناب بلندى مىبندند تا اگر به ربودن بچه يا گوسفندى از همسايه موفق شدند ، يا به هنگام مشاجره غنيمتى به دست آوردند با آن طناب به خانهء خود ببرند . اعيان و اشراف به جاى طناب كمربندى چرمين به پهناى چهار انگشت كه روى آن نقرهكوبى شده به كمر مىبندند ، و به آن يك كارد و يك سنگ چاقو تيزكن مىآويزند . تفنگشان را كه پر و آمادهء تيراندازى است حمايل مىكنند ، و سه كيسه چرمى يكى پر از نمك ، يكى پر از ادويه ، و يكى ديگر محتوى درفش و نخ و سوزن ، هميشه همراه خود دارند .
فقيران كلشيدى به راستى در نهايت محروميت و مسكنت زندگى مىكنند ، و غالبا لباس به تن ندارند . اين بيچارگان بىنوا در شدّت سرماى زمستان پاره نمدى به بدن خود مىپيچند ، و چون اين پوشش آنقدر كوچك است كه جز قسمتى از تن را نمىپوشاند آن را به هر طرف كه باد يا باران مىآيد ، مىگردانند . بعضى از اين پوششها با اينكه لطيف و نازك است در برابر باران مقاومت مىكند ، و فشار و سنگينى وارد نمىآورد ، حتى وقتى تر مىشود زحمتى ندارد .
چنان كه ياد شد كلشيديها عموما مردمانى فقير و محروم و برهنهاند ، و ميان آنان هر كه يك پيراهن و يك شلوار كوتاه دارد در شمار افراد متنعّم و داراست . كفش كلشيديها عبارت است از يك قطعه پوست گاوميش كه در آن دوخت و دوز و تصرفى نشده ، و آن را با تسمهاى بريده شده از همان جنس به پا مىبندند ؛ و مينگرليها اعم از زن يا مرد ، دارا يا فقير ، در زمان واحد بيش از يك پيراهن و يك شلوار كوتاه ندارند ، و ناچارند دست كم مدت يك سال از آن استفاده كنند . آنان لباس خود را بيش از سالى سه بار نمىشويند ، اما هفتهاى يك يا دو بار بالاى آتش مىگيرند و مىتكانند تا شپشها و ديگر حشرات كوچكى كه در آنند بريزند و بسوزند ، و من هرگز منظرهاى نفرتانگيزتر و مشمئزكنندهتر از اين نديدهام .
زنان كلشيد زيبا و هوس آفرينند و من بارها دلباخته و مسحور چهرهء دلارا و رؤيا آفرين ايشان شدهام ، اما وقتى در كنارشان نشستهام بوى بد و دلازارى كه از ايشان به مشام مىرسد چنان متنفر و رنجهام كرده كه گريختهام .
بزرگان و اعيان كلشيد هنگام صرف غذا مانند مردمان مشرق زمين روى فرش مىنشينند . سفرهشان از كتان منقّش يا از چرم است ؛ اما مردم عادى وقت غذا خوردن روى يك نيمكت مىنشينند ، نيمكت ديگرى را كه به همان بلنديست برابر خود
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٨