تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
وى شروع كرد به خواندن صحف آدم و آن را به زبان سريانى خواند و بعد كتاب ادريس و نوح و هود و صالح و صحف ابراهيم و توراة موسى و زبور داود و انجيل عيسى و قرآن حضرت محمّد جدّم رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را خواند و آنگاه به داستان پيامبران از آغاز تا زمان خودش پرداخت . روز چهلم كه فرارسيد به خانه حضرت عسكرى - عليه السّلام - رفتم و ديدم مولاى ما حضرت بقيّة اللّه - عليه السّلام - در وسط اطاق و منزل راه مىرود ، صورتى از چهره او زيباتر و آهنگى از آواى او دلنشين‌تر و لغتى فصيح‌تر از گفتار او نديده و نشنيده بودم . حضرت عسكرى - عليه السّلام - فرمود : اين همان مولودى است كه در نزد خداوند كريم و بزرگوار است . به آن حضرت عرض كردم كه : اينك چهل روز است كه از تولد او مىگذرد و در اين مدت از او چيزهائى ديده‌ام . فرمود : اى عمه ! مگر نمىدانى كه ما گروه جانشينان در يك روز به اندازه‌اى كه ديگران در يك هفته و در يك هفته به اندازه‌اى كه ديگران در يك سال رشد مىكنند پيشرفت مىكنيم . من از جا برخاسته و سر آن حضرت را بوسيده و برگشتم . بعد از چندى ، بار ديگر به منزل آن حضرت رفته و از آن حضرت جستجو كردم و او را نديدم . به مولايم حضرت عسكرى - عليه السّلام - عرض كردم كه : مولاى من حضرت مهدى - عليه السّلام - چه شد و كجا است ؟ فرمود : او را به كسى سپرديم كه حضرت موسى به او سپرده شده بود . آنگاه فرمود : هنگامى كه خداوند مهدى اين امّت را به من بخشيد دو فرشته فرستاد تا او را به سراپرده عرش ببرند و در پيشگاه خداوند متعال قرار گرفته و خداوند به او فرمود : خوش آمدى اى بنده من كه براى يارى دينم و آشكار ساختن فرمانم و راهنمائى آفريدگانم برگزيده شده‌اى ، سوگند خورده‌ام كه به تو مؤاخذه كنم و به وسيلهء تو ببخشايم و كيفر نمايم . بعد به آن دو فرشتهء دستور داد كه : او را به آرامى به سوى پدرش
تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 51 | افتخار زاده / السيد هاشم البحراني