ساعد راستش نوشته بود :
« جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً . »
« * »
نويسنده گويد :
روايت حكيمه را ما به همين اندازه بسنده مىكنيم و اگر گفته شود كه اين روايت به صور گوناگون نقل شده چه علّتى مىتواند داشته باشد ؟
مىگويم : از آنجا كه انگيزه زيادى براى نقل اين روايات در اشخاص بود ، از سوى راويان قدرى در آن كم و زياد شده چون نوعا نقل به معنى كردهاند و هنگامى كه يك حديث نقل به معنى مىشود الفاظش تغيير پيدا مىكند ، گرچه كليّت معنى محفوظ است و گاهى زيادتى معنى از راوى اوليه است كه گاهى به زيادى و گاهى به نقصان نقل مىكند ، بهعلاوه كه در بسيارى از عبارات مشترك مىباشند و اين خود دليل صحت روايت است .
هامش
( * ) الخرائج و الجرائح ج 1 ص 456 - 455 ح 1 ، حلية الابرار ج 2 ص 536 ، كشف الغمّة ج 2 ص 498 .