همراه مىشد . با توجه به روايت ابى مخنف چيزى كه جلب توجه مىكند ، وارد شدن حميت و تعصب از جنبهء ديگرش در انتخاب والى جديد است ، كه حتى موقعيت خود خليفه را درمىنوردد و در نهايت على ( ع ) به دليل احساس كوتاهى از قيس ، در انجام آنچه بدان فرمان داده بود ، و نه به خاطر پذيرش فشارهاى نزديكانش وى را عزل كرد « 1 » . عبد اللّه بن جعفر كه از سرسختترين مخالفان قيس بود ، اوضاع را به سوى انتخاب محمد بن ابو بكر پيش مىراند كه بنا به گفتهء تاريخ برادر مادرى او بود . « 2 » ولى خليفه ترديدى نداشت كه بايد والى جديد خود را از بين افراد مورد اعتمادش كه هيچ شكى در اخلاص آنان وجود نداشته باشد ، برگزيند . به ويژه كه مصر در درگيرى ميان او و معاويه نقطه توازن مهمى را تشكيل مىداد . البته اين مطلب به معناى هرگونه تغيير در ميزان اعتمادش نسبت به قيس نبود ، كه به هنگام وقوع جنگ صفين به خليفه پيوست و مأموريتهاى مهمى در فرماندهى جبههء على ( ع ) را بر عهده گرفت « 3 » . ولى عزل او به جاى از بين بردن روزنهاى كه مأموريتش به خاطر آن با مشكل روبهرو شده بود ، به گسترش آن انجاميد و زمينه را براى خروج مصر از حاكميت خليفه مهيا ساخت .
عزل او خلئى به وجود آورد كه والى جديد توفيق پر كردنش را نيافت و خود را با مشكلى رويارو ديد كه بسى دشوارتر از ميزان مورد تصور او بود . و خيلى زود در پى مداخلهء مستقيم شام فدا شد « 4 » .
جنگ گريزناپذيرى ميان على ( ع ) و معاويه در صفين درگرفت ( صفر سال 37 ه ) .
به رغم تمامى آنچه از تفوق سپاه عراق در اين جنگ گفته شده است ولى بعد روانى جنگ به تمام معنا بر آن غلبه يافت كه نتيجهء آن كمتر شدن امكان يكسره كردن جنگ و تقويت راه حلهاى سازشكارانه به حساب يكسره شدن آن بود . نمونهء بارز اين مسأله دعوت معاويه از عمرو ابن عاص است كه در يك روستا در فلسطين در عزلت به سر مىبرد . بنا به گفتهء دينورى ، معاويه تهديدات سهگانهء شام را شرح داد و او را برانگيخت تا نزد وى بيايد :
هامش
( 1 ) همان .
( 2 ) ابراهيم بيضون ، الأنصار و الرسول ، ص 107 .
( 3 ) طبرى ، همان ، ج 5 ، ص 11 ؛ ابن اثير ، همان ، ج 3 ، ص 297 .
( 4 ) طبرى ، همان ، ج 4 ، ص 557 .