مانند پيش از جنگ جمل ، فقط از على ( ع ) درخواست نمىشود كه قاتلان خليفهء سابق را محاكمه كند بلكه - به گونهاى كه در يك روايت تاريخى آمده است - على ( ع ) را متهم به قتل عثمان كرده ، مسئوليت خون وى را بر عهدهاش مىنهند « 1 » . چيزى كه موجب شد تا والى شام و قبايل ياور وى جنگ را برگزينند . ( جز شمشير چيزى بين من و شما نيست ) « 2 » پس از تبليغات وسيع در مورد خونخواهى عثمان ، قبيلههاى طرفدار معاويه غريزههاى بدوى خود در خونخواهى را اجابت كردند . ( گروهى از مردان شام عهد كردند تا با زنان نياميزند و آب براى غسل بدن آنان را - جز در مورد احتلام - لمس نكند و در بستر نيارامند تا آنكه قاتلان عثمان را بكشند . و هيچ چيز در اين راه مانع آنان نشود مگر آنكه در اين راه كشته شوند ) « 3 » . معاويه فقط به تحريك احساسات و غريزهها اكتفا نمىكرد بلكه تعمد داشت تا در خطابههاى خود كه در آن هنگام لحن اسلامى به خود گرفته بود به اين موضوع بپردازد . او به گونهاى ظاهر شد كه گويى مدافع مشروعيتى است كه در عثمان متجلى بود . ولى در خلافت على ( ع ) - به نظر او - اين مشروعيت ، پس از آنكه پوشش قريشى خود را از دست داد و دو تن از بزرگان مهاجرين از بيعت او خارج شدند ، وجود نداشت « 4 » .
به نظر آقاى هشام جعيط - مورخ - على ( ع ) گرچه به مذاكره با معاويه روى آورد ولى « از ابتدا مصمم بود تا به شام و شاميان حمله برد » « 5 » . اين مورخ براى تأييد نظر خود خود به اين گفته استناد مىكند : « بر مسلمانان واجب است كه با خليفهء قانونى بيعت كرده فرمانبرش باشند » . « 6 » ولى اين نظر به رغم نزديكى با واقعيت ، موجب الغاى يك امر مهم نمىگردد : گرچه خليفه جنگ را گزينهاى گريزناپذير به شمار مىآورد كه از نظر او بمثابه فتح جديد شام به شمار مىرفت ، ولى ترجيحا نمىخواست كه خيلى زود به آن بپردازد . به ويژه كه در آن هنگام به وقت بيشترى براى تنظيم سپاه خود نياز داشت . ولى بر عكس او ، معاويه كه از يك جبههء قبيلهاى سرسخت و مستحكم به
هامش
( 1 ) همان ، صص 562 - 561 .
( 2 ) همان ، ص 574 .
( 3 ) همان ، ص 562 .
( 4 ) ابراهيم بيضون ، الحجاز و الدولة الإسلامية ، ص 196 .
( 5 ) جعيط ، همان ، ص 197 .
( 6 ) همان .