تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
سوى برادرانمان از اهالى شام برگيرى تا با آنان بجنگيم ، همان گونه كه ما را به سوى برادرانمان از اهالى بصره بردى و با آنان جنگيديم هرگز . . . چنين نخواهيم كرد » « 1 » . گرچه مالك اشتر در فضايى كه احساس تمايل شديد به جنگ ، لا اقل از سوى افراد مخلص نسبت به على ( ع ) ، بر آن غالب بود سريعا آتش اين « تمرد » را خاموش گرداند ؛ ولى چنين حركتى بيانگر تركيب جبههء عراق و ضعف آن در پيروى از رهبر بود . ولى ناگزير مىبايست گزينهء جنگ در پايان غالب شود زيرا گزينهء ديگر ، يعنى پيروى معاويه از تصميم خليفه - مبنى بر عزلش - بود كه حتى به ذهن والى شام نيز خطور نمىكرد . او براى جنگ مهيا شده و هر چه در توان داشت براى آن فراهم كرده بود . با اين حال على ( ع ) به رغم موضع اصولى كه در اين باره داشت ، راهى جز اميد بستن به زمان و تغيير شرايط نداشت تا شايد به صلح بينجامد و از خونريزى جلوگيرى شود و اگر او غير از اين مىكرد ، يعنى اگر - بر فرض - نرمش و ملايمت در پيش مىگرفت ، بازهم دستيابى به اسقاط دولت معاويه برايش ميسر نبود ، زيرا ( معاويه ) گامهاى بلندى به پيش برداشته بود كه دولت پرمشكل على ( ع ) بدان نمىرسيد . و آنچه دينورى نقل مىكند از توجه خليفه به خروج از دايرهء جنگ به دور نيست . او مىگويد : « به على ( ع ) خبر رسيد كه حجر بن عدىّ و عمرو بن حمق خزاعى علنا معاويه و اهل شام را لعن مىكنند . برايشان پيغام فرستاد كه از آنچه به من رسيده است دست برداريد . پس نزد وى آمده و گفتند : اى امير مؤمنان آيا ما بر حق نيستيم و آنها بر باطل . . . فرمود : آرى . . . گفتند : پس چرا ما را از لعنشان بازمىداردى . . . فرمود : خوش ندارم كه شما انسانهاى دشنام ده و لعنت كن باشيد ، بلكه بگوييد : بار الها خون ما و آنها را حفظ كن و ميان ما و ايشان را به اصلاح درآور ، و آنان را از گمراهيشان هدايت فرما ، تا هر كس حق را گم كرده است ، آن را بشناسد و هر سركشى از لجاجت دست بردارد . » در اين هنگام و پس از آنكه طليعهء سپاه به فرماندهى زياد بن نضر حارثى ، به نخيله رفته بود ، خليفه كوفه را به مقصد اردوگاه نخيله ترك كرد . و سپس در ادامهء مسير خود از
هامش
( 1 ) همان .