« محمد بن ابى حذيفه زندان را شكسته و به سوى مصر نزد طرفدارانى كه در آن دارد فرار كرده است . و او يكى از سرسختترين دشمنان ماست . . . قيصر روم نيز سربازان خود را گرد آورده تا به سوى ما حركت كند و در شام با ما بجنگد . . . جرير نامى به عنوان فرستادهء على ابن ابى طالب به اينجا آمده و ما را به بيعت با او دعوت مىكند و مىگويد كه در غير اين صورت بايد براى جنگ آماده شويم . » « 1 »
شايد معاويه خطر روم را بر تهديد على ( ع ) مقدم داشت تا بر احساسات عمرو ابن عاص كه يكى از بزرگترين فرماندهانى بود كه در شام با آنان جنگيده بود تأثير بگذارد . زيرا در اين شرايط به فرماندهى همچون او كه جايگاهش از اواخر دوران حيات رسول خدا در حال استحكام بود و به ويژه در دوران ابو بكر و عمر تجلى يافت ، نياز مبرمى داشت . عمرو عاص پس از كشته شدن طلحه و زبير و كنارهگيرى سعد ابن ابى وقاص - از تحركات اجتماعى و سياسى - يكى از بارزترين شخصيتهاى زندهء مهاجرين بود .
او از طريق حضورش مىتوانست جبههء شام را چنان سنگين كند كه هيچ كس ديگر از اطرافيان معاويه توان آن را نداشت . اطرافيان معاويه اساسا از رهبران قبايل برگزيده شده بودند كه رابطهء ريشهدارى با اسلام نداشتند .
عمرو عاص با توجه به جايگاهش به آسانى قابل دسترس نبود . انضمام او به معاويه كه يكى از مخالفان سابق عثمان به شمار مىرفت ، با موانع و شروطى مواجه بود كه در پاسخ اساسى وى به والى شام خلاصه مىشود .
« از خروج ابن ابى حذيفه از زندان و رفتنش نزد يارانش اندوهگين مباش . گروهى را به جستجوى وى اعزام كن اگر بر او توان يافتى كه يافتى و اگر از يافتن وى ناتوان گشتى ، او به تو آسيبى نمىرساند . امّا در مورد قيصر روم نامهاى برايش بنويس و آگاهش كن كه همهء اسراى رومى خود را به او بازمىگردانى و از وى درخواست مصالحه و ترك مخاصمه كن كه سريعا با راضى شدنش به عفو ، تو به آن دست خواهى يافت . امّا در مورد على ابن ابى طالب ، همانا مسلمانان تو و او را يكسان نمىدانند . » « 2 »
هامش
( 1 ) دينورى ، همان ، ص 157 .
( 2 ) همان ، ص 158 .