حركت درآمده بود در پى تحريك خليفه و كشانيدن او به جنگ بود « 1 » و گذشت زمان به هيچ وجه به نفع والى شام نبود ؛ درست به همان ميزان كه اگر به طول مىانجاميد ياور خليفه بود . چرا كه در موقعيت برترى قرار داشت و قدرت قانونى در اختيارش بود ، بىآنكه معاويه بتواند در موضع خود در برابر آن حضرت مدت زمان طولانى مانور دهد . زيرا يك محاصرهء حقيقى در برابر دايرهء نفوذ وسيع او قرار داشت .
پس از تعيين قيس بن سعد انصارى به عنوان والى مصر ، معاويه بيش از پيش نزديك شدن اين خطر را احساس كرد . قيس يكى از رهبران نخبه و برجسته در حكومت على ( ع ) و بلكه پرشورترين آنان نسبت به هدف آن حضرت و جان نثار آن در جنگ بود . همان گونه كه خليفه نيز به نوبهء خود او را بسيار گرامى مىداشت و اميد فراوانى به موفقيت او در مأموريت دشوارش بسته بود . معاويه نيز در مقابل ، ميزان مشكلاتى را كه چنين فردى مىتوانست براى او به وجود آورد ، درك مىكرد . قيس - علاوه بر صلابتش - جزء كسانى بود كه هيچ محبتى نسبت به خاندان اموى در دل نداشتند ، و بنا به روايت ابى مخنف :
« وى به دليل نزديكى به شام سرسختترين و خطرناكترين مخلوقات خداوند بر معاويه بود . زيرا معاويه مىترسيد كه على ( ع ) با اهالى عراق به سوى وى هجوم آورد و از سوى ديگر قيس بن سعد با اهالى مصر به سويش بشتابد و در ميان آن دو قرار گيرد . » « 2 »
ولى معاويه خيلى زود به روزنهاى دست يافت كه او را قادر مىساخت تا مأموريت اين والى انصارى را به شكست بكشاند ؛ در آن هنگام همهء مصر به ولايت على ( ع ) درآمده بودند بجز يك روستا به نام خربتا « 3 » كه طرفداران عثمان در آن گرد آمده و از بيعت با خليفهء جديد سربازمىزدند . « 4 » قيس بر آن شد تا گفتگو با اين افراد را آغاز كند ، بىآنكه موضوع منفى آنان را خطرى براى امنيت ولايت خود بيابد . ولى اين كار با
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، ص 574 .
( 2 ) همان ، ص 550 .
( 3 ) ابن اثير نام اين روستا را خرنبا آورده است ، الكامل ، ج 3 ، ص 271 .
( 4 ) طبرى ، همان ، ص 553 .