نافرمانى در شهر اين قبيله مشهور - مكه - متبلور گرديد و كسانى كه در ابتدا به كمك آن شتافتند همپيمانان قريش بودند . و در بصره نيز مخاطبان اين حركت قبايلى بودند كه به نوبهء خود وارد درگيرى شدند . نيروها از گردهمايى قبيلههايى كه در سايه منافع خود و واقعيت تحميل شده بر آنان وارد جنگ شدند و يا از ورود به آن پرهيز كردند ، تشكيل شد . اگر در جبهه على ( ع ) لااقل تعداد كمى حضور داشتند كه مشاركتشان از اين جهتگيرى قبيلهاى ناشى نمىگرديد ، امّا جبهه دوم صرفا با گرايش قبيلهاى شكل گرفت ، كه با مطرح كردن خونخواهى عثمان ، عرق قبيلهاى و غريزهء آنان را تحريك مىكرد .
روايتهاى تاريخى چندى وجود دارند كه به اين واقعيت اشاره مىكنند . به ويژه روايت سيف كه در آن از قول عايشه چنين آمده است : « همچنان در انتظار پيروزى بودم تا آنكه صداى بنى عدى خاموش شد » « 1 » . و يا مطلب ديگر شبيه به آن كه مىگويد :
« عايشه در مسجد حدّان در ميان بنى أزد فرود آمد و جنگ در صحنهء آنان در گرفت .
آن روز صبرة بن شيمان سر كردهء أزديان بود ، كعب بن سور به او گفت : اگر اين مردم ظاهر شوند - پايدارى - نتوانى ، زيرا دريايى مواج و خروشان است . پس ، از من پيروى كن و آنان را گواه مگير و با گروه خود - از درگيرى - كنارهگير » « 2 » . وقتى در اسامى كشتهشدگان جنگ جمل تأمل مىكنيم تصوير اين روند براى ما روشنتر مىشود .
تعداد كشتهشدگان در اين جنگ به حدود ده هزار نفر بالغ مىشود كه بر اساس گرايشهاى طايفهاى :
« نيمى از آنان به سپاه على ( ع ) و نيم ديگر به سپاه عايشه تعلق دارند . تقسيمبندى كشتههاى طرفداران عايشه چنين است : بنى أزد دو هزار نفر ، ديگر قبيلههاى يمنى پانصد نفر ، از بنى مضر دو هزار نفر ، پانصد نفر از بنى قيس ، پانصد نفر از بنى تميم ، هزار نفر از بنى ضبّه و پانصد نفر از قبيلهء بكر بن وائل . . . در آن روز هفتاد نفر از كهنسالان كشته شدند كه همگى قارى قرآن بودند ، علاوه بر جوانان و كسانى كه قارى قرآن نبودند . » « 3 »
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، ص 539 .
( 2 ) سيف بن عمر ، همان ، ص 153 .
( 3 ) طبرى : همان ، ص 539 .