يكديگر اختلاف پيدا كردند . ولى عايشه با انتخاب پسر زبير ( عبد اللّه ) براى اين كار به اختلاف آن دو پايان داد « 1 » . همچنين وقتى على ( ع ) در آخرين تلاش خود براى اجتناب از جنگ به ايجاد تفاهم با طلحه و زبير مبادرت ورزيد و به روايت سيف : « 2 » « با يكديگر روبهرو شدند و دربارهء اختلافات خود به گفتگو نشستند و كارى مناسبتر از صلح و رها كردن جنگ نيافتند ؟ » ؛ ولى پس از بازگشت دو صحابى به جايگاه خود ، اين تلاش بدون هيچ تفسيرى از جانب جناح طرفدار جنگ ، به رهبرى عايشه ، بىثمر ماند .
جنگ بيش از حدود چهار ساعت طول نكشيد « 3 » . زيرا خليفه كه تعداد سپاهش نزديك به بيست هزار نفر بود و با كمك كوفيان و اهالى مردد بصره كه به وى ملحق شدند ، موفق شد به سرعت درگيرى را به نفع خود پايان بخشد . با اينكه على ( ع ) به عنوان خليفه اقدام مىكرد و نه به عنوان يك جناح و يا گروه ، ولى در هر حال اين موفقيت يك پيروزى سياسى نبود . پيروزى وى ، ضربهاى مهلك ، به جبههء قريش وارد ساخت و بسيارى از آنان در صحنهء جنگ كشته شدند « 4 » . و بعد از آن ديگر ترميم رابطه با اين جبهه كه در آن هنگام عنصر توازن سياسى بين اعراب مسلمان را تشكيل مىداد ، ميسر نبود . خليفه سريعا به از بين بردن آثار تفرقه و انقسام مبادرت كرد و با روحيهاى بسيار عالى و برخاسته از حس مسئوليت با دشمنانش رفتار كرد . على ( ع ) از كشته شدن طلحه و زبير به شدت اندوهگين شد و دستور داد تا عايشه را در نهايت احترام به مدينه بازگردانند « 5 » . جنگى كه براى نخستين بار ميان مسلمانان روى داد ، به تصميم حضرت رسول اكرم ( ص ) پس از فتح مكه شباهت داشت ؛ « تشريع » - مجاز شمردن - جنگ با مسلمانان از سوى على ( ع ) انجام گرديد « 6 » . البته على ( ع ) از جنگ بصره با معادلهاى
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، ص 474 .
( 2 ) سيف بن عمر ، همان ، ص 155 .
( 3 ) يعقوبى ، همان ، ج 2 ، ص 183 .
( 4 ) خليفه بن خياط ، تاريخ ، ج 1 ، صص 209 - 208 .
( 5 ) سيف بن عمر ، همان ، صص 180 - 179 .
( 6 ) پس از پايان جنگ على ( ع ) ندا درداد : - « هيچ مجروحى نبايد كشته شود ، كسانى كه فرار مىكنند نبايد مورد تعقيب قرار گيرند و كسى حق ندارد به كسانى كه در حال فرارند از پشت حمله برد ، و هر كس سلاح خود را بر زمين بگذارد در امان است . » يعقوبى ، همان ، ج 2 ، ص 183 .