« هرج و مرج از سوى اهالى ايالتها و قبايل در حال منازعه است كه به حرم رسول خدا ( ص ) هجوم برده و در آن كردند آنچه كردند . و پديدآورندگان اين ماجرا در آن پناه گرفتند ، و در اين كار خود با رفتارى كه بدون هيچ عذر و بهانهاى با امام مسلمانان داشتند ، مستوجب لعن خدا و رسولش گرديدند . و خونى كه ريختنش حرام بود را حلال كردند و آن را بر زمين جارى ساختند و مال حرام را برگرفتند و حرمت شهر حرام و ماه حرام را نقض كرده و ناموس مردم را پراكنده ساختند . . . پس من در ميان مسلمانان به حركت در آمدم تا آنها را از كردهء اين گروه آگاه سازم و آنچه مردمى كه در پشت سر ما قرار دارند مىخواهند . . . اين است كه براى اصلاح چيزى كه خداى عز و جل و رسولش به آن فرمان دادهاند همگى به پا خيزيم ، اعم از كوچك و بزرگ و زن و مرد ، كار ما اين است كه شما را به سوى معروف امر كنيم و به انجامش برانگيزيمتان و از منكر بازتان داريم و شما را به تغيير آن برانگيزيم . » « 1 »
به رغم آنكه اين گفتهء عايشه حاكى از دعوت به اصلاح است ولى شعار خونخواهى عثمان همچنان عنوان اساسى اين جنبش باقى ماند و بر گفتمان آن غلبه كرد . و در سايهء آن ، اين دعوت اصلاحى باور ناپذير گرديد . و در نتيجه به طور كلى موجب برخورد محتاطانهء مردم با آن شد . علاوه بر آنكه برخى از اهالى بصره وجود عايشه و دو تن از صحابه را كه با على بيعت شكستند ، در رأس اين حركت نپذيرفتند « 2 » . همچنين ، چنين دعوت اصلاح طلبانهاى كه با قضيهء عثمان مرتبط بود نمىتوانست به آسانى صحنهاى همچون بصره را درنوردد . جايى كه هنوز تصفيهء آن بر اين اساس ، و از جمله گروه طرفدار على ( ع ) انجام نگرفته است . قابل ذكر است كه علل قبيلهاى در توزيع نيرو مؤثر بود ، آنها به طور كلى پيش از پيوستن به اين جريان و يا جريان مقابل ، منافع خاص خود را در نظر مىگرفتند .
از اين نظر تسلط بر بصره براى رهبران شورشيان كه به مربد « 3 » رسيده بودند ، كارى آسان و شدنى نبود . لذا گفتگوهاى فراوانى صورت پذيرفت كه طى آنها بايد طلحه و زبير حركت خود را توجيه مىكردند و عللى كه آنان را به عقبنشينى از بيعت با
هامش
( 1 ) همان ، ص 462 .
( 2 ) همان ، صص 465 - 462 .
( 3 ) همان ، ص 463 .