طلحه و زبير از مكه به سوى آنان رفتند » . « 1 » در بررسى پيچيدگيهاى حركتى كه عايشه مردم را به آن تشويق كرد و دو صحابى بزرگ چهرههاى مشخص آن شدند ، و كار بسيج مردم و تأمين هزينههاى مالى آن را بنى اميه و مسئولين دورهء پيشين عهدهدار شدند ، مورخ با اين سؤال و پرسشهاى بسيار ديگر مواجه مىشود .
مطلب شگفتانگيز اين است كه اصرار عايشه به خونخواهى عثمان در حالى است كه وى در هنگام محاصره و كشته شدن عثمان از مدينه به دور بود و از پيش با وى كاملا اختلاف داشت . همچنين طلحه و زبير - به جز موضع مخالفت در خلال محنتى كه بر خليفهء مقتول گذشت - هر دو روابط مشكوكى با گروههاى بصره و كوفه داشتند ، بلكه يكى از آنها يعنى طلحه به على ( ع ) گفت : تو را به خدا جلوى مردم را از - هجوم به - عثمان مگير . كه آن حضرت فرمود : نه به خدا - چنين كنم - تا بنى اميه خودشان تاوان كارشان را بدهند . حتى اين موضوع نيز طلحه را از پيوستن به حركتى كه رهبران اموى را در بر مىگرفت بازنداشت . كسانى كه چند ماه پيش ، اين صحابى در مقابلشان قيام كرده بود .
بدين ترتيب خونخواهى عثمان به تنهايى هدف نبود ، بلكه انگيزههايى چند آن را به حركت درآورد . اگر به تحريك عايشه به جنگ با على ( ع ) « 2 » توجه كنيم ، كه در سياق يك هجوم تبليغاتى با هدف شكستن هالهء مقدسى كه آن حضرت از نقش تاريخى خود در اسلام كسب كرده بود ، انجام گرفت ، و او را نمايندهء سبئيه خواند « 3 » ( طرفداران عبد اللّه بن سبا آن فرد يهودى كه در اواخر دوران حكومت عثمان اسلام آورد . ) متوجه اين معنا خواهيم شد . اين در حالى است كه تنها روايتى كه از ابن سبا و دعوتش سخن مىگويد همان روايتى است كه گفتهء پيشين را به عايشه نسبت مىدهد و هيچ گونه اشارهاى به اين موضوع نمىكند . چيزى كه اساسا با موضع على ( ع ) كه آخرين مدافع عثمان بود و حملهء تحريكآميز ادعايى عليه او از سوى آن فرد سبئى تعارض دارد .
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، ص 405 .
( 2 ) همان ، ص 454 .
( 3 ) همان .