شعارى كه حركت مخالف على ( ع ) برافراشته بود ، در پرتو اين دادهها ، نمىتوانست به موضوعى داغ تبديل شود . كه اغلب مسلمانان را به خود جلب كند ؛ بر خلاف آنكه اسامى بزرگى را زير چتر خود به كار گرفته بود ، به ويژه عايشه كه معتقد بود خروجش به سوى بصره به سنگين شدن كفهء مخالفين خليفه منجر خواهد شد . و شايد نتايج منفى اين اقدام بر جنبشى كه فاقد مضمون اصلاح طلبانهء متناسب با آن مرحله بود بيش از نتايج مثبت آن بوده باشد .
به ويژه كه علل شورشى كه به حيات عثمان پايان بخشيد و بارزترين آنها غالب شدن جنبهء قريشى به حكومت بود ، همچنان پابرجا و آن فضا هنوز آرام نگرفته بود .
پس چگونه در اين زمان حركتى كه جلوهء آن صرفا قريشى است مىتواند كينههاى موجود در وجود مردم را از بين ببرد ؛ در حالى كه هيچ خواستهاى جز خونخواهى عثمان را مطرح نمىكند . افزون بر آن رهبران اين حركت - طلحه و زبير - گرچه در دورهء سابق از داشتن سمتهاى بزرگ محروم بودند ليكن از محبوبيت در نزد سرور آن دوره - عثمان - محروم نگشتند و واو اموال فراوانى را به ايشان بخشيد . « 1 » طبرى در اين مورد مىگويد : « آخرين مبلغى كه طلحه براى كمك از عثمان دريافت داشت « پنجاه هزار » « 2 » - دينار - بود » . مسعودى نيز روايت كرده است كه : « درآمد طلحه از زمينهاى كشاورزى خود در عراق روزانه هزار دينار بود » . همچنين نقل مىكند كه زبير « خانهاى در بصره بنا كرد . . . و عمارتهايى در مصر ، كوفه و اسكندريه ساخت » و اضافه مىكند كه آنچه در اين باره ذكر كرده است « اعم از خانهها و روستاهايش آشكار بوده و پنهان نيست » « 3 » .
تنگنا و مشكل حقيقى حركت قريشى كه بصره را به عنوان صحنهء تحرك خود برگزيد ، مصر بود كه به همراه كوفه و فسطاط سه ايالتى را تشكيل مىدادند كه اهالى آنها عليه خلافت عثمان شوريدند . كسى كه اينك رهبران اين حركت قريشى پرچم خونخواهى آن را برافراشتهاند . هر كه اسامى كشتهشدگان در جنگ جمل را بررسى
هامش
( 1 ) طبرى : همان ، ص 405 .
( 2 ) مسعودى ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 333
( 3 ) همان ، ص 332 .