كند ، به روشنى جنبهء قريشى حاكم بر اين حركت را در مىيابد . بر اساس تقسيمبندى خليفة بن خياط اين افراد به خاندان بنى اميه ، بنى اسد ، بنى عبد الدار ، بنى زهره ، بنى مخزوم ، بنى تيم ، بنى جمح ، و بنى سهم تعلق دارند . در حالى كه فقط تعداد اندكى از ايشان به خاندان : بنى تميم ، بنى قيس بن عيلان ، بنى سليم ، بنى باهله و عشاير غير معروف يمن تعلق داشتند . « 1 » از اين نظر ، اين جنگ درگيرى را بنيان نهاد كه در جنگ ميان على ( ع ) و معاويه به اوج خود رسيد و عملا قريش به طرفدارى از معاويه برخاستند در حالى كه على ( ع ) از گردهمايى قريش عليه خود شديدا احساس درد مىكرد ؛ او در چندين خطبه و نامه اين احساس را بيان مىدارد « 2 » .
شورشيان در برابر خليفه ، نتوانستند نيروى بزرگى را از حجاز بسيج كنند ، و افرادى كه از اين منطقه به آنها پيوستند به گفتهء طبرى « هفتصد نفر از اهالى مكه و مدينه بودند » « 3 » . در حالى كه مجموع افرادى كه به آنان ملحق شدند به سه هزار نفر بالغ مىشد « 4 » .
البته اين مورخ اشاره نمىكند كه ديگر افراد شركتكننده در اين جنگ از كجا بودهاند . اين بدان معناست كه رهبران آنان به تحكيم موقعيت خود در بصره مىانديشيدند كه در آن موقع به سه دسته تقسيم مىشد « 5 » . گروهى كه در رأس آنان قبيلهء عبد القيس قرار داشت ، جنگ در كنار حضرت على ( ع ) را برگزيدند « 6 » . دستهء دوم كسانى بودند كه بىطرفى پيشه كردند كه در احنف بن قيس ( قبيلهء تميم ) متجلى بود « 7 » . و سرانجام سومين گروه با متمردان همدلى پيشه نمودند و كفهء آنها پس از انضمام گروهى از طرفداران والى بصره ( عثمان بن حنيف ) تقويت شد . « 8 » وقتى موكب على ( ع ) در نزديكى بصره قرار گرفت ، عايشه كوشيد تا با استفاده از حضور خود و دو تن از صحابه در اين جنگ ، احساسات قبايل آن شهر را تحريك كند . عايشه در گفتهء خود به فرستادگان ابن حنيف كه براى كسب اطلاع از موضع وى آمده بودند اين مطلب را بيان داشت :
هامش
( 1 ) خليفة بن خياط ، تاريخ ، ج 1 ، صص 212 - 208 .
( 2 ) نهج البلاغه : ج 1 ، ص 112 ؛ ج 2 ، صص 228 - 227 ؛ ج 3 ص 68 .
( 3 ) طبرى ، همان ، ص 452 .
( 4 ) همان .
( 5 ) سيف بن عمر ، همان ، ص 157 .
( 6 ) ابن اثير ، همان ، ج 3 ، ص 236 .
( 7 ) همان ، صص 239 - 238 .
( 8 ) طبرى ، همان ، ص 464 .