تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
« اى مردم ، آنچه شما را نسبت به آن هشدار مىدادم به وقوع پيوست . و اين رويداد جز با خفه كردن ، قابل كنترل نيست ، و به درستى كه فتنه‌اى همچون آتش است كه هر چه بيشتر بسوزد دامنه‌اش گسترده‌تر و شعله‌ورتر مىگردد . » « 1 » ولى به رغم همهء اين داده‌ها ، اگر اوضاع در منطقهء حجاز متشكل و يكپارچه بود ، آيا نقش معاويه مىتوانست به اين اندازه خطرناك باشد ؟ اين سؤال بسيار مهم است . زيرا معاويه با استفاده از شكافى كه در جبههء حجاز به وجود آورد ، در اين جايگاه قرار گرفت . و خيلى زود جبههء اطرافيان على ( ع ) از اهالى حجاز با چندگانگى مواجه شد و در مورد مشروعيت حكومت آن حضرت و نمايندهء اجماع مسلمانان بودن وى اختلاف ايجاد شد . شايد بارزترين اين رخنه‌ها از دست دادن پوشش قريشى خليفه باشد كه پس از نقض بيعت از سوى دو تن از بزرگان مهاجر ( طلحه و زبير ) به وجود آمد . علاوه بر آن بىطرفى تعدادى ديگر از سران قريش ، عملا معنايى جز اتخاذ موضع منفى نسبت به آن حضرت در بر نداشت و به گفتهء يك محقق معاصر « 2 » مشروعيت حكومت امير مؤمنان را بر اساس معيارهاى معمول پس از رحلت حضرت رسول اكرم ( ص ) ( كه ارتباطى به اسلام ندارد . م ) كاهش داد . به طور كلى طرفداران آن حضرت بيشتر از انصار بودند ؛ و تعداد اندكى از مهاجرين كه از نسل دوم به شمار مىآمدند نظير : محمد بن ابو بكر ، هاشم بن عتبة بن ابى وقاص و برادرش عمرو و عباس بن ربيعة بن حارث و . . . در كنار وى قرار داشتند « 3 » . امّا معاويه گرچه مستقيما از سوى قريش تأييد نمىشد ولى اهتمام وى متوجه تعميم اين مشروعيت به همهء قريش كه در جاهليت و اسلام جايگاه ويژه‌اى داشتند ، بود « 4 » . و اين چنين پيش از آنكه على ( ع ) فرصت بيابد برنامه‌هاى خود را مرتب كند و ابزار حكومت خود را به حركت درآورد ، به گونه‌اى كه از حالت انقسام و تشتت خارج شود و وحدت و يكپارچگى را مستحكم سازد و همچنين روندى را كه در دورهء پيشين با نارسايى دردآورى مواجه بود به اصلاح درآورد ، به طور غير منتظره‌اى
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، ص 443 . ( 2 ) جعيط ، همان : ص 143 . ( 3 ) طبرى ، همان ، ج 5 ، صص 11 و بعد از آن . ( 4 ) سيف بن عمر ، همان : ص 38 .
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 69 | ابراهيم بيضون / اصغر محمدى سيجانى