مهاجران ، انصار و اهل بيعت رضوان و نيز اهالى مصر و عراق اعم از اصحاب و تابعين همگى به اين اجماع پيوستند » . « 1 » روايت طبرى نيز در همين راستا پيش مىرود و در توصيف آنچه در مورد بيعت با على ( ع ) روى داد مىگويد :
« اصحاب رسول خدا ( ص ) نزد وى - على ( ع ) - آمده و گفتند : . . . بايد مردم رهبرى داشته باشند و امروز براى اين كار كسى را شايستهتر از تو نمىيابيم كه باسابقهتر و يا نسبتش به پيامبر نزديكتر از تو باشد . او گفت : اين كار را نكنيد . اگر وزير باشم بهتر از آن است كه امير باشم ؛ پس گفتند : ما از تلاش خود فروگذار نخواهيم بود تا آنكه با تو بيعت كنيم .
آنگاه على ( ع ) فرمود : پس در مسجد چنين كنيد ، زيرا بيعت با من در خفا انجام نمىشود و جز با رضايت مسلمانان شدنى نيست . . . او از پذيرش بيعت جز در مسجد سرباز زد ، و وقتى به مسجد پاى نهاد ، مهاجران و انصار وارد شدند و با وى بيعت كردند و سپس مردم با وى بيعت نمودند . » « 2 »
ولى اين بيعت كه با اجماع انجام شد ، به سرعت مورد هدف حملههاى تشكيك قرار گرفت ؛ و برخى از اين حملهها با اين ادعا كه بيعت ، بيعت متمردان و شورش كنندگان ضد حكومت قانونى است ، مشروعيت آن را زير سؤال بردند . لذا مأموريت بسيار سختى پيش روى على ( ع ) قرار داشت كه بايد كشور و حكومت را ترميم مىكرد و براى جلوگيرى از فروپاشى آن سريعا راه حلهايى مىانديشيد . همين معنا بود كه اساسا وى را بر آن داشت تا وارد اين ماجرا شود و بكوشد تا وضعيت را نجات بخشد و يكپارچگى را به مردم بازگرداند . ولى اين تلاش در اساس با شكست مواجه شد . و مهمتر از آن دفن فتنهاى بود كه دايرهاش گسترش يافته و طرفهاى درگير در آن ، گروه گروه شده بودند . و اگر همچنان از پذيرش خلافت خوددارى مىكرد ، امكان از بين بردن اين فتنه و يا جلوگيرى از خطر آن ميسر نمىگرديد . حضرت على ( ع ) در يكى از خطبههاى خود اين مطلب را بيان داشت :
« اما بعد ، اى مردم من فتنه را نشاندم و كسى جز من دليرى اين كار را نداشت ، از آن پس كه موج تاريكى آن برخاسته بود و گزند همه جا را فرا گرفته . » « 3 »
هامش
( 1 ) شيخ مفيد ، النصرة فى حرب البصرة ، ص 42 .
( 2 ) طبرى ، همان ، ج 4 ، ص 427 .
( 3 ) نهج البلاغه ، ج 1 ، صص 183 - 182 .