تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
مدينه واگذاشتند و از به كارگيرى نيروى نظامى خود به نفع يك طرف اجتناب كردند . و فقط تمايل خود مبنى بر فيصله دادن به موضوع و تسريع در بيعت با خليفهء جديد را نشان دادند . طبيعى بود كه در آن هنگام نگاهشان به سوى على ( ع ) متوجه شود . كسى كه در خلال بحران ، بيش از همه تحرك داشت و از اين روى تنها فرد با صلاحيت براى آنان بود ؛ - به ويژه - پس از آنكه طلحه و زبير از اين كار اجتناب ورزيدند و سعد ابن ابى وقاص نيز كناره‌گيرى و عزلت پيشه كرد . اين چهار نفر - على ( ع ) ، طلحه ، زبير و سعد ابن ابى وقاص - از اعضاى شورا و سمبل نخبگان سياسى در مدينه بودند . ولى در هر حال ، اين حالت از وضعيت - سياسى - عاصمهء خلافت اسلامى به دور نبود ، كه انقلابيون سمت‌گيرى جريانات در آن را درك كردند . روايت پيشين طبرى اين مطالب را بيان مىدارد و در پايان آن در مورد موضوع دعوت به بيعت آمده است : « مردم گفتند ما به - انتخاب - على ابن ابى طالب راضى هستيم . » « 1 » همچنين هشام جعيط نيز اين وضعيت را چنين توصيف مىكند : « پس از كشته شدن عثمان اهالى مدينه - اعم از مهاجر و انصار - به سوى على ( ع ) سرازير شدند تا با او بيعت كنند و وى را به خلافت برگزينند . زيرا امت نمىتوانست در شرايط بسيار خطير و آشفته‌اى كه در آن به سر مىبرد . بىرهبر باقى بماند . و - انتخاب - يك پيشوا ضرورى مىنمود و نام على ( ع ) خود را - بر همه - تحميل مىكرد . » « 2 » و بدين ترتيب گرچه روند بيعت ، تحت مراقبت انقلابيون انجام گرفت ، ولى اين كار بر اساس روش معمول - انتخاب خليفه - صورت پذيرفت و اجماعى براى آن فراهم شد كه شايد هيچ يك از سه بيعت پيشين به آن حد نرسيد و شرايط آن خلفا مانع از دستيابى به اين اجماع گرديد . شيخ مفيد اين بيعت را چنين توصيف مىكند : « بيعت با امير مؤمنان ( ع ) با اجماع هر كه در مدينهء پيامبر حضور داشت تثبيت گرديد . همهء
هامش
( 1 ) همان . ( 2 ) جعيط ، همان ، ص 141 .