اين حالت براى مدت كوتاهى پس از بيعت عملى شد ؛ آن هنگام كه حضرت سيطرهء خود را بر حجاز و همهء ايالتها - به استثناى شام - از طريق تعيين واليان مورد اعتماد گستراند . اكثر اين واليان از ميان انصار برگزيده شدند كه از زمان شكست طرح خود در سقيفه با على ( ع ) همدلى مىكردند . آنها به آسانى امور ايالت خود را در دست گرفتند .
البته رفتار ابو موسى اشعرى كه پس از شورش مردم كوفه ضد سعيد بن عاص ، در اواخر خلافت عثمان ، به اين سمت گمارده شده بود ، مشكوك مىنمود ؛ او در بيعت با على ( ع ) كند بود و در برابر ورود والى جديد مانعتراشى مىكرد . شايد ابو موسى اشعرى از موضع معاويه تأثير مىپذيرفت . در اين مورد از قول او گفته شده است :
« به درستى كه بيعت با عثمان بر گردن من است . . . و اگر بخواهيم بجنگيم ، راهى براى جنگ با كسى نداريم تا آنكه بر قاتلان عثمان چيره شويم . » « 1 »
ولى اين حالت در برابر پذيرش خليفه جديد ، در كوفه مانعى به وجود نياورد .
اما مشكل و مانع اساسى در شام بود . جايى كه والى آن پيراهن آغشته به خون عثمان را برافراشته بود ، كه نشانهاى براى گشودن درگيرى با على ( ع ) ، تحت پوشش دعوت به خونخواهى عثمان و قصاص قاتلان خليفهء سابق بود . على ( ع ) خطرناك بودن اين كانون را كه در سايهء طرفدارى از بنى اميه از هفده سال پيش شكل گرفته بود به خوبى درك مىكرد . چرا كه در زير پوشش دفاع از مرزهاى سرزمين اسلامى در برابر خطر بيزانس ، قبيلهها متحد شده و ارتشى نيرومند به وجود آمده بود . و با استفاده از تبحر ساكنان يونانى الأصل اين منطقه ، سيستم ادارى حكومت گامى بلند در مسير تنظيم خود برداشته ، و همهء عناصر تشكيل دهنده يك حكومت نيرومند در شام گرد آمده بود . در حالى كه دولت خلافت فروپاشيده بود و مىبايد از نو ساخته مىشد . وقتى ورود والى تعيين شده از سوى على ( ع ) به شام با شكست مواجه شد ، امير مؤمنان ( ع ) اين واقعيت را درك كرد و در آن هنگام طلحه و زبير را به حضور طلبيد و بنا به گفته طبرى به آنان فرمود :
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 61 ؛ يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 181 .