تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
ولى هيچ كس نمىتواند تصوير اوضاع آن روز مدينه را دقيقا ارزيابى كند . برگه‌هاى مختلف با يكديگر مختلط شده بود و محتواى مواضع ، فقط در موارد اندكى براى محقق روشن مىگردد ، زيرا اكثرا داراى ابهام است . شايد موضع امويان غامضترين باشد ؛ به ويژه پاسخ خجولانهء عاملان خليفه به درخواست وى از ايشان براى دخالت در اوضاع « 1 » ، و نيروى اندكى كه به مدينه آمد و نتوانست مانع از تعرّض مردم به عثمان در مسجد شود و در نتيجهء اين تعرض عثمان مجبور شد خطبه‌اش را قطع كرده و به منزل خود بازگردد « 2 » . ولى روشن است كه على ( ع ) به رغم تمايل دو تن از بزرگان و ايالتهاى تابعه يعنى مالك اشتر ( كوفه ) و محمد بن ابو بكر ( مصر ) از آرامش و اصولى بودن در برخورد با بحران دست برنداشت و همچنان در كنار عثمان و به طور مشخصتر در كنار خلافت باقى ماند ، تا « سابقه‌اى » به وجود نيايد كه موجب ايجاد يك فتنهء دائمى در جامعهء اسلامى شود . لذا از دخالت براى قانع كردن عثمان به گفتگو با رهبران ايالتهاى تابعه دست برنداشت ، كه ظاهرا او پس از حادثهء مسجد ، شخصا داوطلب انجام آن شده بود . ولى مروان مانع از انجام اين گفتگو ميان خليفه و كسانى شد كه آنها را به توطئه عليه ملك - حكومت - بنى اميه متهم مىساخت . او به مقابله با افرادى كه پيرامون منزل خليفه گرد آمده بودند ، پرداخت - روايت طبرى - و به آنان گفت : « كارتان چيست ، در اينجا اجتماع كرده‌ايد گويى كه براى تاراج آمده‌ايد . . . شما به اينجا آمده‌ايد و مىخواهيد حكومت ما را از دستمان بگيريد ! از اينجا بيرون رويد . » « 3 » على ( ع ) كه از آغاز درك كرده بود تأثيرپذيرى خليفه از خانواده‌اش و به ويژه دو تن از آنان ( معاويه و مروان ) او را به اين انزوا كشانده است ، از بيان صريح اين حقيقت به خليفه و تلاش براى وادار كردن او به رويارويى مستقيم با بحران دست برنداشت . وقتى بعضى از كسانى كه مروان از نزد خليفه بيرونشان كرده بود ، نزد على آمدند ، - به گفته تاريخ - با حالتى خشمگين و در آخرين تلاش نزد عثمان آمد تا او را به تعديل موضع و پذيرش مذاكرهء مستقيم با شورشيان بخواند و گفت :
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، صص 352 - 351 . ( 2 ) همان ، ص 353 . ( 3 ) همان ، ص 362 .