تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
پاسخ على فايده‌اى نداشت گرچه او را در برابر حقيقتى دشوار قرار مىداد : « نه ، سوگند به خدا كه بيش از همه از تو حمايت مىكنم ، ولى هرگاه كه سخنى را برايت آوردم و گمان مىكردم كه تو را خشنود خواهد نمود ، مروان مطلب ديگرى آورد و تو گفتهء مرا گذاشتى و سخن او را برگزيدى . » « 1 » در واقع خليفه در تمسك به اين مفهوم از حكومت ، به موضع اكثريت مسلمانان بىتوجه بود و آن را يك جسارت نسبت به مقدسات مىديد . اين نكتهء اساسى اختلاف او با على ( ع ) بود كه در سخنان خود رابطه با عموم مسلمانان را مورد توجه قرار مىداد . بر اين اساس كه اين رابطه يكى از منابع مشروعيت خلافت است . پايبندى آن حضرت به موضع اكثريت ( يا آنچه بر اكثريت تحميل شد . م ) در بيعتهاى پيشين با خلفاى سه‌گانه متجلى گرديد . همچنين تلاش پايان‌ناپذير وى براى كشانيدن عثمان به گفتگو با مردم و پذيرش درخواستهاى آنان جلوه‌اى ديگر از ديدگاه آن حضرت در برخورد با مردم بود . و هرگز نبايد فراموش كنيم كه به رغم عدم تمايل به تصدى خلافت ، به موضع اكثريت مردم در بيعت با او ، پس از قتل عثمان ، گردن نهاد . شايد بسيارى با مبنا قرار دادن « نص » به عنوان اساس انديشهء سياسى على ( ع ) ، در اين باره دچار ابهام شده‌اند و چنين مواضعى از آن حضرت در رفتار با مردم و اصل گرفتن آنان و پذيرش رأى اكثريت را به فراموشى سپرده‌اند ، به ويژه كه اين مهم در اولين خطبه‌اش پس از انتخاب به خلافت متجلى شده است . على ( ع ) مىفرمايد : « خوش نداشتم كه حكومت شما را گردن گيرم ، ولى نپذيرفتيد مگر آنكه حاكمتان شوم ، همانا كارى جداى از شما نيست ، مگر آنكه كليد اموال شما با من است . همانا بر من است كه از آن حتى يك درهم بدون موافقتتان برنگيرم ، آيا پذيرفتيد ؟ گفتند : آرى ، گفت : بار الها تو بر آنان گواه باش ، سپس بر اين اساس بيعت آنان را پذيرفت . » « 2 » على ( ع ) با چنين منطقى براى گفتگو ، با بحرانى كه مدينه را فرا گرفته است برخورد
هامش
( 1 ) هشام جعيط ، الفتنة ، ص 118 . ( 2 ) طبرى ، همان ، ص 428 .
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 60 | ابراهيم بيضون / اصغر محمدى سيجانى