تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
على ( ع ) در روشن ساختن ابعاد اين بحران و كاركرد آن در جامعه ، فقط به دعوت عثمان به اصلاح در جهت راضى كردن شورشيانى كه عليه سياست و رفتار خليفه‌اى كه در رأس قدرت است ، اكتفا نمىكند ؛ بلكه وظيفه حاكم اسلامى را ترسيم كرده و مسئوليت او در حفاظت از وحدت امت و ابعاد طوفان تفرقه‌افكن برانگيخته در ميان آن را تعيين مىكند . ولى خليفه در دفاع از خود با يك منطق توجيه‌گرانه كه اساسا به جوهر موضوع توجه نمىكند ، به على ( ع ) پاسخ گفت ، و بدين ترتيب نشان داد كه نتوانسته است خود را به سطح نظريهء على ( ع ) برساند . عثمان در مقايسهء دوران خود و دوران خليفه پيشين گفت : « اگر بر جاى من بودى تو را نكوهش نكرده عيبجويى نمىكردم و بر تو خرده نمىگرفتم و به تو اعتراض نمىكردم . . . چرا مرا سرزنش مىكنى كه ابن عامر ( والى بصره ) را به دليل خويشاوندى و قرابتش به اين كار گمارده‌ام . » « 1 » على ( ع ) از پاسخ سريع به خليفه دربارهء مقايسهء خود با عمر بن خطاب فروگذار نكرده و مىگويد : « عمر گوش شنوا - و چشمى بينا داشت . اگر كسى را به ولايت منصوب مىكرد و آنگاه در مورد او سخنى مىشنيد ، - كه كار خطايى كرده است - فورا او را احضار كرده و به شديدترين وجه مجازاتش مىكرد . ولى تو اين كار را نمىكنى . تو ضعيف شده‌اى و در برابر خويشاوندانت تسليم گشته‌اى . » سپس افزود : « معاويه بدون آنكه هيچ نظرى از تو بگيرد به انجام كارهايى مىپردازد و به مردم مىگويد اين فرمان عثمان است و تو اين را مىدانى ولى بر او خشم نمىگيرى . » « 2 » برخورد على ( ع ) با عثمان خالصانه بود و از وى دعوت كرد تا هيبت خلافت را كه نماد وحدت مسلمانان است ، به آن بازگرداند و تسلط بر آن از سوى گروهى كه بر تصميم خليفه سيطره داشتند را پايان دهد . در طليعهء اين افراد معاويه قرار دارد كه على ( ع ) او را
هامش
( 1 ) ابن اثير ، همان ، ج 3 ، صص 152 - 151 . ( 2 ) همان ، ج 3 ، ص 152 .
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 54 | ابراهيم بيضون / اصغر محمدى سيجانى