عكس العمل خليفه و اركان حاكميتش ، تبعيد مجدد ابو ذر بود كه اين بار به مانند هر فرد متهم به خروج از قانون ، به روستاى ربذه رانده شد ؛ و به همهء مسلمانان هشدار دادند كه به هيچ وجه او را تشييع نكنند « 1 » . ولى على ( ع ) اين فرمان را نپذيرفت و به رغم اينكه مروان بن حكم جلوى او را گرفت ، به همراه فرزندانش امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) و برادرزادهاش عبد اللّه بن جعفر ابو ذر را همراهى فرمود . اين اقدام موجب جدايى على ( ع ) و خليفه گرديد « 2 » .
هر توجيهى كه حكومت در مورد مجازات ابو ذر غفارى داشته باشد كه حركت او را تحريك مسلمانان به انقلاب ( به تعبير آنها فتنه ) به شمار مىآورد ؛ اين مجازات براى يك صحابى پيامبر ( ص ) موجب ايجاد موجى از نارضايتى عليه خليفه خواهد شد ، كه موضع مشابهى نسبت به چند نفر ديگر از صحابيان ( عبد اللّه بن مسعود ، صاحب بيت المال در كوفه و عبد اللّه بن ارقم ، صاحب بيت المال در مدينه ) اتخاذ كرده است .
اين دو پس از آنكه در برابر تمايلات و خواستههاى اطرافيان عثمان ايستادگى كردند ، در معرض سركوب و پيگرد قرار گرفتند « 3 » .
بدين ترتيب همهء مسلمانان - بجز خاندان اموى كه از امتيازات فراوانى در امكانات مالى و مناصب حكومتى برخوردار بودند ، در موضع دشمنى با خليفه و اتهام عدم وفادارى به حكومت قرار مىگرفتند . اين حالت موجب ايجاد يك شكاف بزرگ در جامعه شد و چهرهء مكه را در آستانهء ظهور اسلام در ذهن متبادر مىساخت . آن هنگام كه يك اقليت بر اكثريت در « مركزيت قريش » حاكم شد . بدين ترتيب ديگر بحران فقط به نخبگان و جريان اصلاح طلب محدود نمىگرديد ، بلكه ايالتها و مردم آن كه بار سختى فتوحات را بر دوش مىكشيدند نيز همانند رهبران غير اموى قريش كه در اين دوران براى خود جايگاهى نمىيافتند و گوشهء عزلت برگزيده و يا با دستگاه خلافت دشمنى پيشه كرده بودند ، بپاخاستند .
در سايهء اين فروپاشى فراگير در كل دستگاه خلافت ، مىتوان اين سؤال را مطرح
هامش
( 1 ) يعقوبى ، همان ، ص 172 ؛ مسعودى ، همان ، ص 341 .
( 2 ) يعقوبى ، همان ، ج 2 ، صص 173 - 172 .
( 3 ) بلاذرى ، أنساب ، ج 5 ، صص 58 - 36 .