تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
بدين ترتيب « هاشمى » بودن على ( ع ) در ظاهر مانع از رسيدن او به خلافت گرديد و عملا جاى آن را « اموى » بودن عثمان گرفت . و خلافت به حالتى در آمد كه گويى « ملك » عشيرهء شكست خورده در اسلام است ، و يا اعادهء اعتبار به آن محسوب مىشود . عزلت و گوشه‌نشينى فقط به على ( ع ) خلاصه نشد ، بلكه ديگرانى كه حتى در رسيدن عثمان به خلافت سهيم بودند و يا در برابر آن سكوت پيشه كردند را نيز در برگرفت و آنها ناگهان خود را خارج از مركز تصميم‌سازى يافتند . و طولى نكشيد كه به جرگهء تحريك كنندگان عليه خليفه و عوامل اسقاط او و به همراهش خانواده‌اى كه مراكز اساسى نفوذ را در اختيار گرفته بود ، تبديل شدند . زيرا كه در آن هنگام خلافت عملا اموى شد « 1 » ؛ و بازپس گيرى آن - از امويان - و به راستى در آوردن مسير اسلام ، پيش از آنكه به انحراف درآيد ، ضرورى گشت . اين همان چيزى بود كه على ( ع ) وقتى طرفدارى اكثريت شورا را از عثمان ديد ، نسبت به آن هشدار داد و با دردمندى تمام فرمود : « سخن مرا بشنويد و منطقم را درك كنيد . چه بسا پس از اين گردهمايى اين موضوع موجب از نيام كشيده شدن شمشيرها گردد و پيمانها شكسته شود و شما به گروهى تبديل بشويد كه برخى از آنان امام و پيشواى اهل ضلالت و طرفدار اهل جهالت هستند . » « 2 » .

6 على ( ع ) و عثمان

بر خلاف نقشى كه على ( ع ) در دوران عمر پيش گرفته بود ، روايتهاى تاريخى به طور كامل از ذكر هر گونه تأثير او در دوران خلافت عثمان تهى هستند . عثمان اركان خلافت خود را از خانواده اموى برگزيده بود ، و عاملانش لزوما از سابقه داران در اسلام و يا محنت كشيده در راه آن نبودند . آثار منفى اين سياست فقط پايتخت
هامش
( 1 ) فلهوزن ، تاريخ الدولة العربية ، ص 35 . ( 2 ) ابن اثير ، همان ، ج 3 ، ص 74 .