گروهى با پيگيرى دقيق اوضاع ، به شدت تلاش مىكردند كه به بحران دامن بزنند و با بركنارى خليفه قدرت را در دست گيرند . بزرگترين نمايندهء اين جريان طلحة بن عبيد اللّه است كه از سوى عايشه حمايت مىشد . عايشه عثمان را به خروج از سنت رسول خدا ( ص ) متهم ساخته بود « 1 » .
بر خلاف اين گروه ، جريان ديگر كه بيعت عثمان بر آنها تحميل شد ، در مخالفت خود روشى اصولى در پيش گرفت و با جديت تمام كوشيد تا با كنار زدن سيطرهء خانوادهء اموى بر دستگاه خلافت و بازگشت به روش مسلمانان اوليه ، مسير حكومت را به درستى در آورد . على ابن ابى طالب ( ع ) در رأس اين جريان قرار داشت و با همهء توان در برابر فتنهاى در آمد كه ريشه مىدواند و دولت اسلام را به انقسام تهديد مىكرد . اين حركت در جهت كمك به خليفه و دعوت او به اتخاذ روش اصلاح بود نه در جهت ايجاد تحريك عليه او و فراهم ساختن زمينهء سقوطش . ابو ذر غفارى كه يكى از نخبگان و اولين ايمانآورندگان به پيامبر بود نيز در اين طيف قرار داشت . او وقتى صداى خود را بلند كرد و سياست عثمان و روش حكومتدارى او را محكوم ساخت و فساد ادارى دستگاه خلافت را شديدا مورد انتقاد قرار داد « 2 » ؛ در دل اين جريان جاى داشت .
ابو ذر مسجد حضرت رسول ( ص ) را براى انتشار افكار اصلاح طلبانهء خود برگزيد « 3 » .
اين حركت ابو ذر موجب ناراحتى عثمان و تبعيدش به شام گرديد . معاويه نيز در پايان دادن به حركت ابو ذر شكست خورد و از خوف بر هم خوردن اوضاع آرام ايالتش او را به مدينه بازگرداند « 4 » . اين صحابى جليل القدر هجوم خود عليه سوء استفاده و انحراف را در مدينه پى گرفت ، كه اوج آن در تحريك فقرا به عدم پذيرش امر واقع جلوهگر بود :
« از ثروتمندان راضى نشويد مگر ، آنكه عمل به معروف را پيشه كنند و نسبت به همسايگان و برادران نيكى پيشه نمايند و حق خويشاوندان را به جاى آورند . » « 5 »
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة : ج 1 ، ص 35 . يعقوبى ، همان : ج 2 ، ص 175 .
( 2 ) مسعودى ، مروج الذهب : ج 2 ، صص 339 به بعد .
( 3 ) يعقوبى ، همان : ج 2 ، ص 171 .
( 4 ) همان ، ص 172 .
( 5 ) ابن اثير ، همان ، ج 3 ، ص 115 .