تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
پشت در اوضاع را پيگيرى مىكنند ، هيچ كدام تصادفى نيست . اين دو نفر عبارتند از : عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبه « 1 » . بنا به نوشتهء طبرى : « عبد الرحمن ابن عوف پيوسته و بىدرنگ در حركت بود و شبها با اصحاب رسول خدا ( ص ) و هر كس از امراى بلاد و اشراف مردم مدينه ديدار مىكرد و با آنان به شور مىنشست ، و هيچ كس را نديد مگر آنكه او را به - انتخاب - عثمان فرمان داد » « 2 » . در حقيقت گفتگوهاى متراكمى كه در اين شوراى شش نفره صورت پذيرفت و ارتباطات و احيانا فشارهايى ( آمدن امراى بلاد به شهر مدينه ) كه از خارج بر آن وارد شد ، اين شورا را هم از نظر شكل و هم از نظر محتوا از مفهوم « شورا » دور ساخت . هر كس روايتهاى تاريخى در اين باره را پيگيرى كند ، خواهد ديد عبد الرحمن بن عوف كه جاى دامادش عبد اللّه بن عمر را در ادارهء مشورتها گرفته بود ، از هيچ اقدامى براى انتخاب عثمان ( اموى ) به خلافت و دور كردن على ( هاشمى ) از خلافت فروگذار نكرد . و از همان ابتدا صحنه طورى آراسته شد كه گويى مقابله ميان دو عشيرهء اموى و هاشمى است و نه رقابت دو تن از بزرگان اسلام . ناگفته نماند كه على ( ع ) كه در خارج از گردونهء قدرت قرار داشت ، فقط از تأييد نخبگان و بزرگان اسلام برخوردار بود ؛ كه آنها نيز به نوبهء خود از هرگونه نفوذ در چارچوب قدرت به دور بودند . در حالى كه نيروهاى مؤثر درون حاكميت با آرزوى تحقق اهداف خود در دوران خلافت عثمان به طرفدارى از او برخاستند . اين تجربه يكى از سخت‌ترين تجربيات على ( ع ) بود . زيرا از پيش مىدانست كه هيئت با اين تركيب خود ، مانع از رسيدن او به خلافت خواهد شد . و همچنين فضاى پيرامون هيئت نيز مطلقا با وى همراه نبود . و بر پايهء اين واقعيت با شرايطى مواجه مىشد كه تماما با دو دورهء گذشته و به ويژه دورهء عمر بن خطاب تفاوت داشت . لذا چاره‌اى نديد جز آنكه به دور از صحنه ، گوشهء عزلت گزيند . در حالى كه عشيرهء خليفهء جديد بر پايه‌هاى حكومت مسلط شدند و خلافت گوش به فرمان دو نفرى بود كه برتر و نيرومندتر از ديگر مراكز نفوذ بودند : يكى در مدينه به نام مروان بن حكم و ديگرى معاوية ابن ابو سفيان در شام .
هامش
( 1 ) ابن اثير ، همان ، ص 68 . ( 2 ) طبرى ، همان ، ج 4 ، ص 231 .