تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
اما اين اقدامات عصبيت وى را برنينگيخت و براى گستردن دايرهء همپيمان و طرفدارانش بدان تكيه نزد ، بلكه سريعا به روند جديد پيوست و به حمايت از موقعيتى كه خليفه بر دوش داشت پرداخت . اين حالت هر بار كه او را از خلافت دور كردند اتفاق افتاد ؛ چه آنگاه كه ابو بكر قدرت را در دست گرفت و يا هنگامى كه عمر بن خطاب بدان تكيه زد ، به رغم دورى آن حضرت با وى در ابتداى كار ، و يا در دوران خلافت عثمان كه در نهايت به تنگ آمد و تحركى را آغاز كرد كه به طور اساسى هدف از آن حفاظت از خلافت و جلوگيرى از ساقط شدن آن به دست گروههاى قيام‌كننده بود . در نهايت ، عثمان به گونه‌اى كه گذشت به قتل رسيد و ديگر مجالى براى ادارهء امور و پشت سر گذاشتن اوضاع به گونه‌اى كه در قتل عمر روى داد ، وجود نداشت . همچنين على ( ع ) ديگر اشتياقى براى رسيدن به خلافت در خود نمىديد كه در شرايط مناسب از آن دور شده بود ، و اينك در اوج فتنه و تزلزل دولت خلفاى راشدين به سمت وى مىآمد . ولى همانطور كه گفته شده است بايد مردم را پيشوايى باشد ؛ و پس از آنكه بزرگان صحابه از طريق كناره‌گيرى ، يا اجبار به كنار رفتن و يا آمادگى براى رويدادى بزرگ از صحنه محو شدند ، تنها على ( ع ) پيش رو قرار داشت ، شرايط با خطرهاى نهفته در آن و ابهامات و پيچيدگيهايش و همچنين اهميت ويژهء آن ، نيازمند يك تلاش بود ، و اين چيزى است كه على ( ع ) به آن توجه داشت . زيرا خوددارى از تلاش ، شانه خالى كردن از انجام وظيفه ( 1 ) و تسليم شدن در برابر كسانى كه عملا با حركت همراهى ننموده ، بلكه تا فتح مكه با آن مقابله كرده بودند . و پس از اعلام عفو عمومى از سوى رسول اكرم در شهرى كه وى را مورد پيگرد قرار داد و مجبورش ساخت تا به يثرب هجرت كند ، اين گروه وارد اسلام شدند تا به نوعى معامله با آن درآيند . و بدين ترتيب ، على ( ع ) خليفه گرديد و گفته شده است كه يكى از رهبران قيام كنندگان عليه عثمان ، در مدينه تهديد كرد كه نبايد كسى جز او بر سر كار بيايد . از آن پس وى به طور همزمان با دو حركت جدايى طلب مواجه بود : يكى در بصره و
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 246 | ابراهيم بيضون / اصغر محمدى سيجانى