تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
( و پروردگار ابراهيم او را به كارى چند بيازمود و ابراهيم آن كارها را به تمامى به انجام رسانيد . خدا گفت : من تو را پيشواى مردم گردانيدم . گفت : فرزندانم را هم ؟ گفت : پيمان من ستمكاران را در بر نگيرد . ) در اينجا به مسأله‌اى توجه مىكنيم كه بيشتر به سبك نگرش در تاريخ مىپردازد تا مادهء تاريخ كه از خلال آن على ابن ابى طالب ( ع ) در چهرهء افتخار آفرين و سرآمد خود ظاهر مىشود ؛ به عنوان : مبارزى سختكوش در زير پرچم اسلام ، « مشاور » نزديك عمر بن خطاب ، مدافع كوشا و خستگىناپذير خلافت كه در زمان عثمان بن عفان با طوفانهاى سهمگين و مرگبار مواجه بود . و سرانجام خليفه‌اى كه بر خلاف جريان اوضاع حركت مىكند و تنها مشغوليتش بازسازى تشكيل « دولت » - كشور و حكومت - است و همواره در « روش و شيوهء » خود در كشانيدن مردم به سوى حق قرار دارد . تاريخ نيست كه ظلم مىكند ، بلكه كسانى ستم روا مىدارند كه آن را نمىخوانند يا به روايتهاى بيهوده‌اى اتكا مىكنند كه براى هدف خاصى و يا منفعت يك جناح فكرى و يا . . . ساخته شده‌اند و در چارچوب تلاش براى آلوده ساختن چهرهء تاريخ به كار مىروند . على ( ع ) همواره در موقعيتى بود كه بايد در آن باشد . اين چيزى است كه روايتهاى تاريخى درباره‌اش اتفاق نظر دارند . و مهمتر اينكه اسلام - كه در دوران نخستين حياتش آن را دريافت - زلالى ويژه‌اى در او به وجود آورد و عميقا در جاى جاى وجودش نفوذ كرد ، بىآنكه رسوبات عقايد گذشته - كه هنوز به آن نگرويده بود - مانعى در برابرش باشد . و اينك اوست كه بيرون از عصبيتها و حميتها قرار دارد ، و گرايش و تعلق حقيقيش فقط به اسلام است كه « حزب » او شده و در ميان روشنايى عقلش قرار دارد و در نتيجهء همين ، يك عضو مؤثر در نظام اسلامى گرديده است . وقتى پس از رسول اكرم ( ص ) به جانشينى او چشم دوخت خود را در شرايطى مىديد كه او را براى تصدى اين منصب شايسته مىنمود و براى رهبرى اين امت و پاسدارى از دستاوردهايش در آن مرحلهء دشوار توانا مىساخت ؛ و « خويشاوندى » با رسول خدا ( ص ) بارى بر دوش او شد و رقبايش هر بار براى دور كردن آن حضرت از خلافت در پناه آن در آمدند - تا شايستگيهايش را انكار كنند . -
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 245 | ابراهيم بيضون / اصغر محمدى سيجانى