هيبت خود را از دست داد ، و از آن پس ماجراجويان از خيزش در برابر آن دريغ نداشته و هرگاه منافعشان با خليفه در تعارض مىشد اين روش را پيش مىگرفتند .
ولى آيا سبئىها در كشتن عثمان نقش داشتند ؟ اين را صرفا از باب شك مطرح مىكنيم ، به ويژه كه متهم كردن محمد ابن ابو بكر در اين باره ، گونهاى از ابهام را به اين مسأله افزود . در حقيقت اين اتهام در ميان بسيارى از مورخين رايج است . چون محمد ابن ابو بكر از جمله آخرين كسانى است كه پيش از مرگ عثمان نزد وى وارد شدند . ولى اگر كسى با دقت تفاصيل آن ديدار اخير را مطالعه كند ، دادههاى كافى - جز تحريك عليه عثمان - براى پذيرش اتهام نمىيابد ؛ زيرا آنچه ميان آن دو گذشت به يك سرزنش مىماند - گرچه خيلى تند بود - و در پى بىآن - بنا به روايت طبرى - محمد « سرخورده » از نزد عثمان خارج شد « 1 » . و در اين هنگام مصريها « 2 » محاصرهء خويش بر منزل خليفه را محكمتر كردند و يكى از ايشان - سودان بن حمران - از ديوار بالا رفت و - بنا به همين روايت - جان عثمان را گرفت « 3 » .
اگر به آنچه سيف در مورد دعوت ابن سبا در مصر - كه شايد در آنجا بيش از ديگر ايالتها موفق بوده - نقل كرده است بازگرديم ، مىتوانيم بگوييم - البته بنا به فرض - كه سبئىها در موقع مناسب در ميان صفوف مصريان رخنه كردند . كه آنها نيز با قتل خليفه محاصره را پايان دادند . شايد روايت خليفة بن خياط اين جهتگيرى را تقويت كند ؛ زيرا در معرض پاسخ به يك سؤال ، گفتهاى را به امام حسن ( ع ) منسوب مىكند :
« آيا در ميان كسانى كه عثمان را كشتند از مهاجرين و انصار نيز كسى وجود داشت ؟
خير ، آنها وحشيانى از ميان اهل مصر بودند . » « 4 »
طريقهء اشغال خانهء عثمان ، و سرقت بيت المال در آن ، نشاندهندهء روش بدوى كسانى است كه دست به قتل خليفه زدند . اين روش كه قبايل دوران پيش از اسلام به آن خو گرفته بودند ، امكان تأثير خارجى در اين عمليات را ضعيف مىكند .
اگر از اين حلقهء اساسى در روايت سيف خارج شويم تا حلقههاى ديگرش را در آن
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، ص 391 .
( 2 ) همان ، ص 388 .
( 3 ) همان ، ص 394 .
( 4 ) خليفه بن خياط ، تاريخ ، ج 1 ، ص 192 .