والى شام كه نجات خليفه در سايهء اعتراض گسترده عليه وى را دشوار مىديد ، در هنگام گرد هم آيى واليان عثمان در مدينه ( 34 ه ) به خليفه پيشنهاد كرد تا به شام منتقل شود :
« پيش از آنكه بر تو هجوم برند ، كسانى كه از تو فرمان نمىبرند ؛ همانا اهالى شام همچنان تحت فرماناند . » « 1 »
ولى عثمان « تعويض اقامت در همجوارى با رسول خدا ( ص ) را با هر چيز ديگر رد كرد » « 2 » گرچه معاويه متعهد شد تا سربازانى براى حمايتش گسيل دارد ، ولى به اين وعدهء خود وفا نكرد و در نتيجه خليفه پس از آن تنها و بىكس با سرنوشت خويش مواجه گرديد ؛ بىآنكه حتى از سوى امويان كسى به طرفدارى از او وارد شود .
و اين چنين در « فتنه » اى كه عثمان را بر كنار ساخت ، بيش از چندين طرف نقش داشتند : از رهبران كوفه كه از برخورد برترىجويانهء واليان و دور شدن از صحنه رنج مىبردند گرفته تا مصر كه محمد بن ابو بكر نقش برجستهاى در هجوم به خليفه ايفا كرد .
عثمان ابتدا محمد را به ولايت مصر گماشت ولى سپس از تصميم خود بازگشت .
معاويه نيز از اين حلقه خارج نبود ، و اوضاع مدينه را به سوى بحرانىتر شدن و قرار گرفتن در بن بست هدايت مىكرد . او در كمين نشسته بود تا هرگاه فرصت برايش فراهم گردد به سوى طعمه خود برخيزد .
قابل توجه است كه در خلال چهل روزى كه رهبران ايالتها به مدينه رسيدند و بر آن سيطره يافتند و خليفه را در محاصره گرفتند ، هيچ اثرى از عبد اللّه ابن سبا نمىيابيم و در روايتها - از جمله روايت منسوب به سيف - چيزى را مشاهده نمىكنيم كه نشاندهندهء هر گونه ارتباط فرماندهان شورشى با او باشد .
شايد از آن روى چنين است كه ابن سبابه به خواستهء خود كه برپايى فتنهء ميان مسلمان باشد دست يافت ، و در سايهء اين شرايط ، پس از انجام مأموريت خود آن هم به بهترين وجه ، از صحنه دور شد . ولى آيا دعوت به خلافت على ( ع ) كه همه چشمها
هامش
( 1 ) همان .
( 2 ) همان .