قيام كنيد و امر به معروف و نهى از منكر را ظاهر سازيد و مردم را دلجويى كرده و آنان را به اين كار فرا خوانيد » « 1 » .
اين خلاصهاى از افكار ابن سبا در بخش اول روايت است كه بر چهار موضوع اساسى تمركز مىكند :
1 . انديشه رجعت در مورد محمّد رسول خدا ( ص ) ؛ 2 . تأكيد بر حق على ( ع ) در خلافت به عنوان وصى پيامبر ( ص ) ؛ 3 . ترديد در مشروعيت حكومت عثمان كه خلافت را به ناحق عهدهدار شده است ؛ 4 . تحريك مردم در جهت انقلاب .
بنابراين روايت ، ابن سبا فقط به انتشار اين افكار بسنده نكرد ، بلكه به ترويج آن در ايالتها همت گمارد ؛ كه گويا در مصر با توفيق روبهرو شد ، زيرا كمتر از ايالتهاى ديگر از تعصبات قبيلهاى تأثير پذيرفته بود و مردم آن خيزش را آغاز كردند كه مدت كوتاهى پس از آن در موضعگيرى شديد عليه عثمان نمايان شد . ولى فرد مورخ ، پيش از پاسخ به سؤالاتى كه بايد در اين باره مطرح شود ، اين روايت را رها نمىكند :
1 . چگونه اين فرد كه تازه مسلمان بود ، توانست به اين سرعت به چنين جايگاهى دست يابد و دربارهء امورى سخن گويد كه متعرض عمق عقايد دينى مىشود . و در پى بىآن ، چگونه با همان سرعت به « رهبرى » جناح مخالف خليفه در تمام فضاى پهناور حكومت خلافت راشده دست مىيابد .
2 . آيا ابن سبا با انگيزههاى اصلاحگرايانه دست به چنين اقدامى مىزند ، يا با توجه به يهودى بودنش انگيزه او گمراه كردن مسلمان است ؟ آيا او از طريق باورهاى شخصى به حركت در مىآمد و يا آنكه نيروى پنهانى اوضاع را در پشت صحنه طراحى مىكرد و او را به صورت يك « نما » ظاهر مىكرد .
3 . رابطهاش با على ( ع ) چگونه آغاز شد ؟ و چرا طرفدار او بود ؟ اين چيزى است كه روايت سيف بدان بىتوجه بوده و هيچ روايت ديگرى نيز به آن اشاره نكرده است .
على ( ع ) ياران بسيارى داشت كه در مورد حقش در خلافت پرشور و حماس بودند .
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، ج 4 ، صص 341 - 340 .