تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
جنگى - كه اكثرا در مورد محور جنگ اتفاق نظر نداشتند - و در نتيجه تشكيلات ضعيف آن موجب مىشد كه تعداد نفرات آنها نيز كاهش يابد . در پرتو اين واقعيت است كه مىتوان دليل دور كردن شخصيتهاى بزرگ قبيله‌اى از فرماندهى اصلّى ( نظير : اشعث بن قيس كندى ، شبث بن ربعى تميمى و . . . ) و ترجيح دادن شخصيتهايى كه اين پوشش قبيله‌اى گسترده را ندارند ولى از شايستگى و اعتماد برخوردارند ، تفسير كنيم . تشكيلات فرماندهى آن حضرت را چنين مىيابيم : اشتر نخعى ( سواركاران كوفه ) ، عمار بن ياسر ( پياده نظام كوفه ) « 1 » ، سهل بن حنيف انصارى ( سواركاران بصره ) ، قيس بن سعد انصارى و هاشم بن عتبة بن ابى وقاص ( پياده نظام بصره ) « 2 » . . . اينان اركان سپاه على ( ع ) در جنگ صفين هستند كه جز هاشم بن عتبه ( زهره ) ، قريشى ديگرى در ميانشان حضور ندارد . در حالى كه دو تن از انصار در آن حاضرند و مأموريت مهمى در اختيار دارند كه پس از رحلت رسول خدا ( ص ) مانندش به آنان واگذار نشده است . اما در مقابل تشكيلات معاويه از فرماندهان برجسته قبيله‌هاى شام ، از جمله عمرو بن عاص ، يكى از مشهورترين رهبران فتوحات اسلامى ، تشكيل شده است . عمرو همانى است كه پس از عزل از ولايت شام نسبت به عثمان دگرگون شد و مدينه را به سوى يكى از روستاهاى فلسطين ترك كرد و از هر جا كه گذشت و در هر مكانى كه رحل اقامت گزيد ، مردم را ضد عثمان برانگيخت « 3 » . اين پيش از آن است كه معاويه او را فراخواند و مجددا به صحنه بازگرداند . اگر روايت منقرى كه ذكر آن رفت درست بوده و عمار فرمانده سوار نظام در سپاه على ( ع ) باشد « 4 » ، بدان معناست كه او به جنگ درآمده و يا حد اقل در بخشى از جنگ حضور داشته است . و در برابر جنگجويى متبحر ( عمرو بن عاص ) كه به گفتهء تاريخ طبرى با استناد به ابى مخنف ، فرمانده همهء سپاه سواره نظام شام بود ، قرار گرفته است « 5 » . در اين روايت مطالبى آمده كه در روال پرداختن به يكى از صحنه‌هاى جنگ نكتهء قبلى را تأييد مىكند : « روز سوم
هامش
( 1 ) منقرى اين مطالب را بر عكس نقل كرده است ؛ وقعة صفين ، ص 205 . ( 2 ) ابراهيم بيضون ، الحجاز و الدولة الإسلامية ، صص 230 - 229 . ( 3 ) ابن اثير ، همان ، ج 3 ، ص 163 . ( 4 ) منقرى ، همان ، ص 205 . ( 5 ) طبرى ، همان ، ج 5 ، ص 12 . ؛ هشام جعيط ، همان ، ص 199 .