تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
و شكنجه قرار گرفت و به انسانيتش اهانت شد . ابن سعد به نقل از يكى از معاصران عمار دربارهء او نقل مىكند : « در جنگ صفين پيرمردى را ديدم كه زوبينى لرزان در دست داشت . به عمرو بن عاص نگريست كه بيرق در دستانش بود و گفت : سه بار به همراه رسول خدا ( ص ) با اين بيرق جنگيده‌ام - اشاره به جنگ با كفار قريش - و اين چهارمين بار است . سوگند به خدا اگر آن قدر ما را بزنند كه تا هجر ( منطقه‌اى دور دست در باستان ) عقب برانند ، همانا بر اين باورم كه جبههء ما بر حق است و آنان در گمراهى و ضلالت‌اند . » « 1 » اين روايت كه به شكلهاى گوناگون در منابع مختلف نقل شده است ، شخصيت عمار را چنين خلاصه مىكند : « مجاهدى سرسخت در راه حق ، رزم‌آورى كه از اين راه دست برنمىدارد چون پايانش را نيك مىداند ، درست همانند امام على ( ع ) و ديگر كسانى كه تحت پرچم نبوى گرد آمده‌اند تا جلوى انحراف را بگيرند و مانع از مصادرهء اسلام توسط كسانى شوند كه با آن جنگيده‌اند . آرى راهى كه آنها برگزيده‌اند ، دشوار و كشنده است ، زيرا خلافت فروپاشيده و وحدت مسلمانان پاره پاره شده ، البته به جز در كانونى كه با حميت و تعصب همراه است ، يعنى شام كه از دير هنگام براى جنگ آماده شده و براى ايجاد نيروى نظامى خود در پس پوشش مقابله با خطر خارجى ( بيزانس ) پنهان گرديده است . وضعيتى كه از آن يك حميت به هم پيوسته ساخت . ولى بر عكس ، ابهام و پيچيدگى ، كوفه ، پايتخت امام و صحنهء تحرك او را در برگرفته است ، كوفه كه آكنده از قبايلى غير متحد - اگر نگوييم درگير با يكديگر - است ، صرفا يك گردهمايى نيروهاى مشترك از اين قبيله‌ها بود كه در حد خود يك موفقيت به شمار مىآيد زيرا اين كار نيز در هر حال نيازمند تلاشهاى فوق العاده بود . » جنگى كه ميان على ( ع ) و معاويه حتمى مىنمود ، تابع موازنهء نيرو - كه اساسا وجود نداشت - نبود ، زيرا برترى عددى سپاه على ( ع ) - اگر درستى روايتهاى تاريخى در اين باره را بپذيريم - منبع قدرت براى او نبود ، زيرا ناهمگون بودن واحدهاى
هامش
( 1 ) ابن سعد ، همان ، ج 3 ، صص 257 - 256 .