فرمانده گروهى از كوفيان بود كه بر ضد خليفهء سابق قيام كرده بودند . على ( ع ) در انتظار نتيجهء مذاكرات با اهالى كوفه در ذى قار توقف كرد . زيرا آخرين والى عثمان در كوفه ( ابو موسى اشعرى ) مىكوشيد تا آن ديار را به سوى معاويه سوق دهد . امام حسن ( ع ) و عمار ياسر دو عضو هيئتى بودند كه به كوفه رفتند و توافق با رؤساى قبايل آن را كه قبلا زمينهاش از سوى اشتر نخعى آماده شده بود ، به انجام رساندند « 1 » .
بدين ترتيب كفهء على ( ع ) در بصره سنگين شد و جنگ را با كمك قبيلههاى كوفى و شجاعت صحابهاى كه همراهش بودند و يا از ميان شورشيان به وى پيوستند ، بدون دشوارى پشت سر گذاشت . البته اطلاعات زيادى از حركت آنان در ميان درگيرى نداريم ، در حالى كه روايتهاى تاريخ ، برخى از تفاصيل حضور و نقش عمار ، اين جنگجوى شجاع را براى ما نقل مىكنند . او به سوى زبير ، يكى از قطبهاى فتنهء جديد ، شد و نزديك بود كه بر وى چيره شود كه او شتابان از پيش اين صحابى بزرگوار گريخت « 2 » . ابن خياط در اين باره از بكائى نقل مىكند :
« من در ميان صفوف سپاهيان على ( ع ) بودم كه ناقهء ام المؤمنين را پى نمودند . و ديدم كه محمد بن ابو بكر و عمار بن ياسر در ميان كشاكش دو لشكر پيش مىروند تا كدام يك زودتر به آن برسند . پس آنگاه شتر را از حركت بازداشته و عايشه را در هودجش ( كجاوهاش ) نگاه داشتند . » « 3 »
بر اساس آنچه گذشت ، بيشتر به شخصيت مبارز ، استوار و اصولى عمار پى مىبريم ، بىآنكه حماسه و شور او را از ارزشهايى كه در وجودش استوار گرديده و در رفتارش ريشه دوانده بود بازدارد . علاوه بر آن عمار فقط يك مبلغ نيست كه در هدايت مردم به سوى يك اصل ، كوشا و جدى بوده و يا طرفدار يك قضيه باشد ؛ بلكه جنگجويى قوى پنجه و فرماندهاى برجسته و شايسته در طليعههاى پيشتاز سپاه است . اما خوف راه به سوى او نمىشناسد . نه آن است كه او از خانوادهاى است كه اولين شهداى اسلام از آناند و بيشترين فشار از سوى سركشان شرك را پذيرا گرديدند ، و خود مورد پيگرد
هامش
( 1 ) ابن اثير ، همان ، صص 228 و 260 .
( 2 ) همان ، ص 262 .
( 3 ) خليفة بن خياط ، تاريخ ، ص 143 .