ابو ذر غفارى ، عبد اللّه بن مسعود ، مقداد . . . و عمار كه يكى از پايدارترين افراد در جبههاى است كه متحمل رنج و دشوارى مىشد . در سايهء اين واقعيتها مىتوانيم طرفدارى مطلق عمار از على ( ع ) و پيوستنش به جناح او و سپس نائل آمدن به شهادت در هنگام پيكار در ركابش را تفسير كنيم .
و بدين ترتيب مدافعان حقيقى عثمان ، به دليل موقعيت سياسى اصلاح طلب خود ، از مخالفين او بودند . در واقع كسانى مستقيم و يا غير مستقيم مردم را ضد او تحريك مىكردند كه از خير و نيكى خليفه در مال و منصب و زمين بهرهمند شده بودند و كسانى كه در نهايت قتل وى را عملى كردند در جستجوى غنايم و بيت المال « 1 » بوده و يكى از مهمترين انگيزههاى آنان در انجام اين امر كه نبايد ضرورتا طرح خود آنان باشد ، همين دستيابى به اموال بود . قاتلان عثمان كه نامشان در روايتهاى تاريخى ثبت شده ، معروفاند به : سودان بن حمران ، غافقى بن حرب ، كنانة ابن بشير تجيبى « 2 » .
گروهى سعى كردند محمد ابن ابو بكر را نيز به شركت در اين كار متهم كنند . همانطور كه بعدها معاويه نيز آن را مطرح كرد . او با سوء استفاده از پيراهن خونآلود عثمان ، به ميراث او - خلافتش - چشم دوخته بود تا از آن عبايى برازندهء خويش بدوزد .
اگر در مورد جايگاه عمار در اين حوادث خطير سؤال شود ، بىدرنگ پاسخ مىدهيم كه او از قيام كنندگان عليه عثمان و كسانى است كه روش حكومتى او را نمىپذيرفتند . ولى در مورد قتل عثمان او در معرض شبهه و اتهام قرار نمىگيرد ؛ چه بسا از صحنهء قتل نيز به دور بوده است . روايتهاى تاريخى اين مطلب را مورد تأكيد قرار مىدهند از جمله روايتى كه به واقدى منسوب است : كه عمار در بين گروهى از اهالى مصر بود كه عثمان از ايشان ناراحت شد و در مورد نگرانيش از آنان به على ( ع ) شكوه برد ، كه او نيز آنها را قانع ساخت تا به سرزمين خود بازگردند « 3 » . همچنين - عمار - از جمله صحابهاى است كه از تحريك به مرگ عثمان - به قتل او - ناراحت بودند و پس از مرگش اندوهگين شدند « 4 » . آنها اولين كسانى بودند كه با على ( ع ) بيعت كرده و سپس يا گوشه عزلت برگزيدند و يا به شمار « ناكثين » درآمدند .
هامش
( 1 ) همان ، ص 179 .
( 2 ) همان ، صص 179 - 178 .
( 3 ) بلاذرى ، همان ، ص 551 .
( 4 ) همان ، ص 560 .