مىديدند به ساختن معادلهاى پرداختند كه بر پايهء اتكا به قبيلههايى بنا مىشد كه حد اقل در دوران جديد آشفته و درهم بودند . اين قبايل به تحكيم موقعيت خود در داخل حاكميت و نه خارج از آن چشم دوخته بودند . اين چشمداشت وجه مشتركى ميان طرفهاى معادلهاى كه پس از ترور عمر و دستيابى عثمان به خلافت شناخته شده بودند ، به وجود آورد . و كار به آنجا رسيد كه مغيرة بن شعبه پس از آنكه ثمرهء هجوم موفق براى عزل عمار را چيد ، جزو كسانى شد كه در آن هنگام به قدرت چشم دوخته بودند . او خطاب به خليفه مطلبى را بيان داشت كه نشانگر ظهور اين معادله و يا صيغهء جديد براى حكومت بود :
« امّا مسلمان ضعيف ، اسلامش براى خود اوست و ضعفش بر شماست امّا نيرومند سخت كوش ، سختكوشيش از آن خود اوست و نيرومنديش براى مسلمانان است . » « 1 »
عمار به جايگاه طبيعى خود به عنوان يك مبارز بازگشت كه استفاده از نقش او در خارج از حكومت بهتر از درون آن است . ولى تلخى اين تجربه در وجودش باقى مانده و در گفتگو با خليفه در پى عزلش ، آن را پنهان نداشت « 2 » .
در آن هنگام در خانهء خود گوشهء عزلت برگزيد . » « و از فتنه به خدا پناه برد » .
طبقات ابن سعد با بيان اين مطلب مىافزايد :
« عمار بن ياسر ساكتترين مردمان و كمسخنترين آنان بود . » « 3 »
وقتى عبد اللّه بن مسعود فوت كرد براى نخستين بار از عزلت خود خارج شد . عبد اللّه نيز به نوبه خود در پى اختلاف شديد با عثمان گوشهنشينى پيشه كرده بود ، و طبق روايتى كه در انساب بلاذرى آمده است ، وصيت كرده بود كه « عمار ياسر براى او نماز بگزارد » « 4 » .
ولى عمار در سكوت خود نيز حضور دارد ؛ و وقتى اوضاع نيازمند كلام صادقانه و
هامش
( 1 ) همان ، ص 165 .
( 2 ) ابن سعد ، همان ، ص 256 .
( 3 ) همان .
( 4 ) بلاذرى ، انساب الأشراف ، ج 4 ، ص 526 - 525 .