تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
نمىشود و در همهء جبهه‌ها حضور دارد . همانطور كه خود آن را بيان مىدارد و داستان حياتش جداى از سيرهء رسول اكرم ( ص ) نيست كه از نزديك اين نخبگان را راهبرى كرد و اهميت فداكارى و از خودگذشتگى آنان در راه اسلام را درك مىكرد . كتابهاى سيره منبع اخبار در مورد « ابى يقظان » - پيامبر ترجيح مىداد عمار را به اين نام صدا كند - است بىآنكه هيچ‌گاه اين ابهام پيش آيد كه حق در جايى قرار ندارد كه اين صحابى جليل القدر ايستاده است . شايد آخرين صحنه‌اى كه اين رابطه را در زمان حيات رسول خدا ( ص ) مجسم مىكند ، وقتى است كه ميان عمار و خالد ابن وليد اختلاف افتاد . دليل اختلاف ، حمله خالد به بنى جذيمه بود كه آنان را مجبور به انجام كارى كرد كه به گفتهء عمر بن خطاب از كارهاى دوران جاهليت بود « 1 » . وقتى عمار اين شكوه را نزد رسول خدا ( ص ) برد ، آن حضرت از خالد خشمگين شد و خطاب به وى - بنا به گفتهء واقدى - فرمود : « به ابى يقظان تندى مكن ، هر كه با او دشمنى كند ، خدا دشمنش دارد ، و هر كس او را خشمگين سازد ، خدا بر وى خشم گيرد . . . » « 2 » ولى در روايتهاى تاريخى ، پس از رسول خدا ( ص ) سايه‌اى گسترده بر چهرهء عمار افتاده ، تا آنجا كه نزديك است در آن مرحلهء انتقالى آكنده از تحولات خطير ، صفحات تاريخ از اخبار وى تهى باشد . پرسش در مورد نقش او در سقيفه و يا موضعگيريش در برابر آن سودى نخواهد داشت زيرا روايتهاى تاريخى خبرى از نخبگانى همچون عمار را كه به طبقهء خودشان تعلق دارند ، نقل نمىكنند . خلافت به معناى « حكومت » ، از زمان شكل‌گيرى آن ، يك امر قريشى است و خطاب علنى ، آن را فقط در مهاجرين محصور مىگرداند كه داراى امتيازاتى هستند كه ديگران از جمله انصار از آن بىبهره‌اند . ولى بر اساس برخورد جناحها با يكديگر كه در آن زمان ، بر سر قدرت صورت مىگرفت ، به احتمال زياد موضع عمار بايد همانند كسانى باشد كه مرحلهء جديد آنان را به خوارى كشاند و جايگاه آنان بر اساس موقعيتشان در اسلام
هامش
( 1 ) واقدى ، همان ، ج 3 ، ص 880 . ( 2 ) همان ، ص 882 .
الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 200 | ابراهيم بيضون / اصغر محمدى سيجانى