نتيجه نزديكى زيادش با صاحب دعوت - رسول خدا ( ص ) - همواره در مسيرهاى مخاطرهآميز اين دين و مصاف با نيروهاى شرك حضور داشت . اين مطلب در دو اشارهء مهم نمايان مىشود :
1 . نزول آيهء قرآن كريم در مورد او كه بنا به روايت ابن سعد ، به نقل از وكيع بن جراح « 1 » وقتى فشار شكنجه بر وى شدت يافت نازل شد ؛ 2 . عمار ياسر اولين مسجد در اسلام را بنا كرد . روايتى كه از قبيصة بن عقبة نقل شده است نشان مىدهد كه عمار اين مسجد را در خانهء خود بنا نهاد و در آن به طور سرّى نماز مىگزارد « 2 » .
و اين چنين ، عمار در حالى كه عمرى از او گذشته بود اسلام آورد و صفحهء گذشته زندگى خود را پايان داد و وجود خويش را از رسوبات بتپرستى پاكيزه ساخت تا در اسلام درآيد . به گونهاى كه گويى آن مسافت دور از آن را نپيموده است . از اين نظر وى نقش با اهميت پيشتاز ، فداكار و بردبار در برابر مشكلات و سختيها را پيدا مىكند .
چيزى كه شبيه آن را جز در ميان تعداد بسيار اندكى كه نامشان با توصيفهاى شبه مقدس همراه شده است و يا با چنان هالهاى احاطه شدهاند كه بيش از ميزان گذشت و زحمات آنها در راه اسلام است ، نمىيابيم . شايد روايت تاريخ كه اساسا طرفدارانه تنظيم شده ، به نفع اين نخبگانى دست به كار گرديده است كه به قريش تعلق دارند ؛ قبيلهاى كه نزد علماى علم و أنساب امتياز ويژهاى داشته است . و در نتيجه ، حضور مبارزان بزرگى كه سر برخى از آنان به تاج شهادت آذين گشت ، كمرنگ مىگردد .
آنها نه فقط از موقعيتهاى سياسى كنار زده شدند ، بلكه همچنين نگارش تاريخ نيز به سوى مراكز نفوذ كشيده شد و از بيان نقش آنان تهى گرديد . اگر مورخ به طور كلى وارد تفاصيل تاريخ شود ، دستاوردها او را شگفت زده و متحيّر مىكنند و صرفا صف اوليهء كسانى كه با پيروزى همراه بودند ، چشمانش را به خود خيره مىكند و ديگر فراتر از آن نمىرود . در حالى كه آفرينندگان حقيقى اين پيروزى كسانى هستند كه بنا به طبيعت و سرشت خود از ظاهر شدن در صحنه و سر و صدا دورى گزيدند و بدين ترتيب اساميشان از ليست خارج شد يا در حاشيهء برگها پنهان ماند .
هامش
( 1 ) ابن سعد ، همان ، ص 250 .
( 2 ) همان .