تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
در اسلام است . مشركان شكنجه عمار را شدت بخشيدند ، گاه با گرما و گاهى ديگر با نهادن صخره‌اى سنگين بر روى سينه‌اش و يا با زير آب كردن او . و گفتند رهايت نمىكنيم تا محمد ( ص ) را ناسزا گويى و در مورد لات و عزى كلام نيكى بر زبان آرى . پس چنين كرد و رهايش ساختند . آنگاه گريان نزد رسول خدا ( ص ) آمد . پيامبر فرمود : تو چه همراه دارى ؟ ياسر گفت : اى رسول خدا شرّ . موضوع چنين بود و چنان شد . رسول خدا ( ص ) فرمودند : دلت را چگونه مىيابى ؟ گفت : آن را مطمئن و سرشار از ايمان مىيابم . فرمود اى عمار اگر آنها بازگشتند تو نيز بازگرد . كه خداى متعال در اين باره چنين نازل فرموده‌اند : «
إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ
. » « 1 » ( نه آنكه او را به زور واداشته‌اند تا اظهار كفر كند و حال آنكه دلش به ايمان خويش مطمئن است . ) سميه شايستگى اين توصيف بىهمتا و و الا در روايت تاريخ را كه با شهيد خواندن ، او را بر همسرش برترى بخشيد نه به دليل سابقه‌دارتر بودن در اسلام به دست آورد بلكه شجاعتش در اعلام پايبندى به اسلام در شرايط دشوار وى را چنين برتر داشت . سميه با جرئتى بىنظير بنى مخزوم را به مصاف مىخواند ، در حالى كه خود و خانواده‌اش موالى او بودند ؛ پيش از آنكه اسلام وى را به طور كامل به آزادى در آورد . بنا به روايت تاريخى كه ذكر آن رفت ، گفتار شديد اين بانوى بزرگوار خطاب به ابو جهل موجب شد مخزومى به شدت عصبانى شود و ضربه‌اى كينه‌توزانه به او بزند . و اين چنين عمار همواره پيشتاز است و هنگامى كه صحبت از فداكارى مىشود پيشاپيش همه قرار دارد . او شاهد اولين خونى است كه ريخته شد و همراه اولين شهيد اسلام است و همچنين سنگينى انواع شكنجه به دست مشركين را متحمل شد ، اقرار به دست برداشتن از اسلام نه براى گريز از سرنوشت پدر و مادر ، بلكه از آن روى بود كه نهال نوپا و شكنندهء اسلام در آن هنگام به فردى همچون عمار كه ايمان سراسر دلش را فراگرفته بود و هيچ ترديدى باورهايشان را تهديد نمىكرد ، نياز مبرم داشت . عمار در رنج و دشوارى نماد انسانهاى بزرگ است و همواره در مسير شهادت قرار دارد
هامش
( 1 ) نحل : 106 .