در آستانهء آشنايى با شخصيت « همپيمان » - حليف - و شرايط ارتباطش با قريش قرار مىگيريم . همان چيزى كه او را در قلب حركت اسلام قرار داد . خانوادهء او در مبارزات اوليهء خود بىنظير بودند ، همانطور كه او نيز با پايدارى در مدتى بيش از بيست سال در فضايى كه به نفع نيروهاى مخالف در حال تقويت بود ، به شخصيتى بىنظير تبديل شد .
« صحابه » بسيار اندك هستند و اين لقب با هالهاى از تقدس همراه شد و گاهى اوقات برخى از آنان چنين خوانده شدهاند : « حواريون » ، « مبشرين بالجنة » - ده نفرى كه از سوى رسول خدا ( ص ) به بهشت وعده داده شدند - « پيشقراولان برگزيده » ، « سابقهداران در اسلام » و . . . گفته مىشود كه دستكم برخى از اين صفات در دورههاى متأخر اسلامى به كار گرفته شده است و به مرحلهء اوليهء اسلام مربوط نمىشود ، زيرا برخى از آنان با شكستن اين هالهء تقدس در جهت دستيابى به قدرت و ثروت با يكديگر به نبرد در آمدند و يا براى آن سازش در مواضع را پذيرا شدند و يا حتى گوشهنشينى را برگزيدند . صحابه « مصطلح » خود را از سابقهدار بودن و پيشى گرفتن در اسلام و تحمل و رنج و مشكلات در كنار رسول خدا ( ص ) به دست آوردهاند ، ولى شايد اين اصطلاح آن قدر گسترده شد كه همهء معاصرين پيامبر را در برگرفت . ضرورتا « صحابه » كسانى نيستند كه فقط به دوران رسول خدا ( ص ) تعلق دارند ، بلكه مىتوانند به همهء زمانها تعلق داشته باشند ؛ از آن روى كه به ارزشها چنگ مىزنند و در مورد اصول سازش نمىپذيرند ، و يا پيمان نمىشكنند و يا در برابر سركشى سكوت پيشه نمىكنند .
عمار ياسر يكى از صحابيان است كه به همهء زمانها تعلق دارد . وقتى گفته مىشود كه او با « صحبة » - همنشينى - با پيامبر مقارن مىشود ، نه به دليل همدوره و يا همراه بودن با آن حضرت است بلكه به سبب درستى در ايمان ، انديشه و وفادارى به اسلام است .
حال بهاى اين پايبندى به هر ميزان گران بوده و چالشهاى انباشته از خطر پيش رويش فراوان باشند .
عمار از قبيلهء عنس است كه ريشهء آن به مذحج « 1 » و يا مراد « 2 » مىرسد كه از اعراب
هامش
( 1 ) ابن سعد ، طبقات الكبرى ، ج 3 ؛ بلاذرى ، انساب الأشراف ، ج 4 ، ص 549 .
( 2 ) ابن اثير ، الكامل فى التاريخ : ج 2 ، ص 67 .