تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
اين راه تشويق كرد . افرادى كه نمىخواست آنان را به ذلت بكشاند ، بلكه به عنوان نيرويى براى آينده و نه وضع حاضر كه با برنامه‌هاى او فاصله داشت ، به آنها دل بسته بود . براى اين كار بر شيوه ( نهج ) تمركز كرد تا اصول تعميق گردد و ارزشها مستحكم شوند ، و پرداختن به چيزهاى ديگرى كه در كتابى جاودانه گرد آمده است ؛ كتابى كه نامش نيز « شيوه » ( « نهج » البلاغه ) را بر دوش مىكشد . و اين مجموعه حاوى برنامهء آن حضرت براى « حكومت » است كه « الگو » است . به عبارت ديگر خلافت او ، انقلابى در سياق اين برنامه و طرح بود و نه صرف حكومتى كه - اگر مىخواست - مىتوانست با اندكى نرمش و تنازل آن را مستحكم كند . امام ( ع ) در برابر اين چالش تنها نبود بلكه مجموعه‌اى از رهبران او را احاطه كرده بودند كه برخى از ايشان از شخصيتهاى تاريخى اسلام بودند و برخى ديگر همچنان به مبارزه ادامه دادند تا نشانه‌هاى « نهج » - شيوهء - حكومت اسلام در گفتار و كردار على ( ع ) آشكار شد و آنها نيز به نوبهء خود در اين مرحله تأثيرگذار شدند . برجسته‌ترين اين دو گروه از ياران على ( ع ) عبارت از : ابو ذر غفارى ، عمار بن ياسر ، اشتر نخعى ، قيس بن سعد بن عبادة ، هاشم بن عتبة بن ابى وقاص و . . . شايد هر يك از افراد اين دو گروه مستحق بررسى ويژه‌اى باشند ولى برخى از آنان مورد بىتوجهى قرار گرفته و يا فراموش شده‌اند . در اينجا براى نمونه به شخصيتى تاريخى بسنده مىكنم كه از اولين مراحل ظهور اسلام با رسول خدا ( ص ) و دعوتش همراهى نمود و پدر و مادرش در اين راه به شهادت رسيدند و همچنين خود او نيز در صفين به شهادت رسيد . منظورم صحابى بزرگوار عمار بن ياسر است . البته آن مرحله با تناقضاتى كه به همراه داشت ، راههاى متفاوتى براى اين گونه افراد گشوده بود ، برخى آنها از راه خود خارج شدند ، و يا گوشهء عزلت گزيدند و يا مماشات با اوضاع را پيشه كردند . يكى از افرادى كه نامش در اين مرحله بسيار ذكر مىشود و وجودش بيشتر به اسطوره شباهت دارد يا دستكم در مورد نقش او ابهامات فراوانى وجود دارد ، عبد اللّه بن سباست . آن يهودى يمنى الأصل ، كه روايت شده : در زمان خلافت عثمان اسلام آورد .