تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
نكته قابل توجه در اين مورد اين است كه على ( ع ) وظيفه خراج و همچنين بيت المال « 1 » را از حوزهء اختيارات والى جدا كرد تا امور مالى دولت به كنترل درآيد و قدرت به طور كامل در دست والى نباشد كه ممكن است از نفوذ گستردهء خود سوء استفاده كند . يعقوبى روايت مىكند كه على ( ع ) نامه‌اى به قرظة بن كعب انصارى نوشت و به وى فرمان داد تا نهرى را كه در سرزمين متعلق به اهل ذمه رو به ويرانى نهاده بود ، تعمير كند و نامهء خود را چنين پايان داد : « به جانم سوگند كه اگر به آبادانى بپردازند براى ما بهتر از آن است كه خراج بدهند . » « 2 » و اين چنين تشويق كشاورزى در خدمت ثبات - سياسى - قرار مىگيرد و خراج با آبادانى سرزمين و بازسازى آن برابر مىگردد ؛ درست همانطور كه در متن قبلى نقل شده از نهج البلاغه ديديم . گرچه برخى از افراد اين سياست را « شديد » و دشوار يافتند ، - به ويژه كسانى كه از مساوات متضرر شده بودند - و در برابر اسلام صف‌آرايى كرده و با همان سرعت در سرزمينهاى فتح شده شايع كردند كه على ( ع ) بمانند خلفاى پيش از خود توزيع اراضى ميان سپاهيان را نمىپذيرد ؛ اما توزيع اراضى كه به يك خواستهء حياتى براى رهبران ايالتها تبديل شده بود ، موجب نگرانى اين خليفهء بر حق مىگرديد : « اگر نبود - نگرانى از - برخورد شما با يكديگر ، اين سواد را ميان شما تقسيم مىكردم . » على ( ع ) به جاى تقسيم اراضى ، فقط به اجراى فىء در ميان قبايل اكتفا كرد « 3 » ؛ كه سيستم كشاورزى مبتنى بر آبيارى ، شرايط و روابط اجتماعى خاصى را ايجاب مىكرد كه در ميان اين قبايل وجود نداشت . گويا اين مسأله موجب نگرانى و اعتراض آنان به حكومت مركزى گرديد كه قاعدتا در مراحل بعدى ، يكى از دلايل شورش قبايل خوارج بوده است . آنها با توسل به اين برهان كه اين سرزمينها را با شمشيرهاى خود گشوده‌اند ، آن را مطالبه مىكردند « 4 » .
هامش
( 1 ) طبرى ، همان ، ج 4 ، ص 543 . ( 2 ) يعقوبى ، همان ، ج 2 ، ص 203 . ( 3 ) ابن آدم القرشى ، الخراج ، ص 46 . ( 4 ) طريف الخالدى ، دراسات فى تاريخ الفكر الاسلامى ، ص 25 .