همچنين على ( ع ) در نهج البلاغه به اهميت نقش صنعتگران و بازرگانان در حيات اقتصادى توجه كرده و در مورد آنان به نيكى توصيه مىكند « 1 » . ولى از رفتار آنان نيز غافل نمىشود كه بايد تحت مراقبت و كنترل عاملان باشد تا در آزمندى و طمعورزى افراط نكنند . اين مطلب در يكى از نوشتههاى او به مالك اشتر وجود دارد :
« - با اين همه - بدان كه ميان بازرگانان بسيار كساناند كه معاملتى بد دارند ، بخيلاند و در پى احتكارند . سود خود را مىكوشند و كالا را به هر بها كه خواهند مىفروشند ، و اين سودجويى و گرانفروشى زيانى است براى همگان و عيب است بر واليان . » « 2 »
يكى از مسئوليتهاى والى اين است كه به وضعيت فقيران توجه كند ؛ و همچنين بايد مراقب كسانى باشد كه امام على ( ع ) آنان را « فروشنده و خريدار » « 3 » مىخواند ؛ و بايد آنان را در برابر سوء استفاده و انحصار اقتصادى حمايت كند و وظيفهء خود در مداخله جهت كنترل قيمتها و مراقبت از استاندارد دقيق عرضهء كالا ( وزن و . . . ) را به انجام رساند تا به هيچ يك از طرفين اجحاف نشود : ( فروشنده و خريدار ) « 4 » : علاوه بر به كارگيرى مجازات و سركوب در برابر بازرگانان متخلّف :
« و آن كه پس از منع تو دست به احتكار زند او را كيفر ده و عبرت ديگران گردان ، و در كيفر او اسراف مكن . » « 5 »
با بررسى به عمل آمده در اين تحقيق ، نظريهء كشوردارى در نهج البلاغه روشن مىگردد . نهج البلاغه با در برداشتن خلاصهاى از تجربيات على ( ع ) و مشكلات او و همراهى دقيق با روح تحولات عميق و ريشهاى ، اثرى بىهمتا در بعد انديشهپردازى در اسلام و پيشتاز در طرح مسائل و مشكلاتى است كه حتى مضمون آن به عقل اعراب آن زمان نيز خطور نمىكرد . عرب مىبايد مدتهاى طولانى در انتظار مىنشست تا بتواند به جديت و ژرفنگرى به اين مطالب بپردازد ، ولى بازهم نه در آن سطح از تيزبينى و
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، عهد نامهء مالك اشتر .
( 2 ) نهج البلاغه : نامهء شمارهء 53 ، ص 335 .
( 3 ) همان .
( 4 ) همان .
( 5 ) همان .