بدين معنا جنگ جمل از خطرناكترين بحرانهاى داخلى است كه بر مسلمانان واقع شد . و على ( ع ) با روحيهاى و الا و سرشار از مسئوليت و موضعى شجاعانه كه از اعتبارات شخصى و سياسى تأثير نمىپذيرفت با آن مواجه گرديد . همچنين وى با انديشهاى درخشان و راهگشا راه حلهاى مناسب را براى مسائل پيچيده دريافت . او به مقابله با فتنه شتافت و تصميمش « 1 » در برابر اين تجربهء بىسابقه ، شالودهاى است كه انديشهء جنگيش در آن مرحله بر آن بنا نهاده شد . اين انديشه با گذر از پيمانشكنى و خونريزى و پيروزى بر حقد و كينه به تعالى رسيد و در آن كشتن دشمنان موجب اندوه و تأسف مىگردد ، نه خوشحالى - به گونهء قانون جنگ - ، و حرمت خانهها و زنان كه در جنگ جمل - جاى شكستنش بود - مراعات مىشود . صفية ، دختر حارث ، به امام على ( ع ) و يا جبههء او دشنام و ناسزا گفت ؛ در روايت طبرى آمده است كه يكى از ياران آن حضرت گفت : « بر آن شدم تا اين در را بگشايم و هر كه در آن است را بكشم » « 2 » . وى به خانه عبد اللّه بن خلف در بصره اشاره مىكرد كه همچنين عايشه نيز در آن بود . ولى على ( ع ) بر او فرياد آورد و فرمود :
« هيچ سترى را هتك نكنيد ، و به هيچ خانهاى وارد نشويد و به هيچ زنى آسيب نرسانيد ، گرچه به ناموس شما ناسزا گويند و بزرگان و صالحان شما را نادان شمرند . . .
ما در حالى كه آنان - زنها - مشرك بودند از تعرض به ايشان منع مىشديم . . . نشنوم كه احدى به زنى تعرض كرده باشد . . . » « 3 »
على ( ع ) با همين روح متعالى با معاويه جنگيد ، و جنگ در اين جبههء داخلى جز براى متوقف ساختن تجاوز و پرهيز از فتنه نبود . و با الهامگيرى از اين شيوه است كه وقتى يكى از فرماندهان خود ( معقل بن قيس ) را در طليعهء نيروهايش به سوى شام گسيل داشت وى را چنين توصيه فرمود :
هامش
( 1 ) هر كس كه پشت به جبهه كند او را تعقيب نكنيد ، و هيچ اسيرى را نكشيد و هيچ مالى را به غارت نگيريد . هر كه سلاح بر زمين گذاشت در امان است . . . يكتاپرستان را ناسزا نتوان گفت و اموالشان را به غنيمت نتوان برد ، جز آنچه كه به وسيله آن و يا بر روى آن مىجنگند . دينورى ، همان : ص 155 ؛ يعقوبى همان ، ج 2 ، ص 183 ؛ طبرى ، همان ، ج 4 ، ص 541 .
( 2 ) طبرى ، همان ، ص 538 .
( 3 ) همان ، ص 540 .