بشر و فعال كردن نقش انسان در پرتو هدايتى كه برگرفته به حركت درآيند ، از اصول و ارزشهاى رسالت اسلام است . در سايهء اين حقيقت ، عقيده در همهء جزئيات برنامهاى كه على ( ع ) براى برقرارى دولت عدل در صدد اجراى آن بود ، حضور داشت . اين نكته به ويژه در توصيههاى آن حضرت به عاملانش در ايالتها جلوهگر است ، ايشان شديدا به عملى كردن جنبههاى نورانى اسلام توجه و اصرار دارد . در مقدمهء اين مطالب ، انجام واجبات دين قرار گرفته است تا - عاملان - در ايالتها الگو و اسوه ديگران باشند .
آن حضرت خطاب به محمد بن ابو بكر عامل خود در مصر مىفرمايد :
« پس تو بايد با نفس خويش به پيكار درآيى و دين خود را حمايت كنى ، هر چند كه در روزگار بيش از ساعتى نيابى ، و خدا را به خاطر خشنودى هيچ يك از آفريدگانش به خشم مياور ، كه خشنودى خدا جاينشين ديگر چيزهاست ، و چيزى نيست كه توان گفت ، جاينشين رضاى خداست .
نماز را در وقت معين آن به جاى آر ، به خاطر آسوده بودن از كار پيش از رسيدن وقت آن را بر پاى مدار ، و آن را واپس مينداز به خاطر پرداختن به كار . » « 1 »
و مالك اشتر را به سخنى مشابه توصيه مىكند ، و او را فرمان مىدهد :
« به ترس از خدا و مقدم داشتن طاعت خدا بر ديگر كارها ، و پيروى آنچه در كتاب خود فرمود ، از واجب و سنتها كه كسى جز با پيروى آن راه نيكبختى را نپيمود . » « 2 »
فلسفهء مديريت در نزد على ( ع ) بر اساس سعادتمند كردن مردم استوار است ، و نه سركوب آنان و سختگيرى بر ايشان ، كه اين مطلب با آنچه در آخرين توصيهاش به مالك اشتر آمده است تطابق دارد :
« مهربانى بر رعيت را براى دل خود پوششى گردان و دوستى ورزيدن با آنان را و مهربانى كردن با همگان ، و مباش همچون جانورى شكارى كه خوردنشان را غنيمت شمارى چه رعيت دو دستهاند : دستهاى برادر دينى تو هستند ، و دستهء ديگر در آفرينش با تو همانند . » « 3 »
هامش
( 1 ) نهج البلاغه : نامهء شمارهء 27 ، ص 290 .
( 2 ) همان ، نامهء شمارهء 53 ، ص 325 .
( 3 ) همان : ص 326 .