اين « دولت » - حكومت - بر پايهء ميراث غنى در انديشهء سياسى كه با پويايى در بعد تربيتى و ساختن انسان صالحى كه بدون آن دولت در معرض تهديد و در آستانهء خطر قرار مىگيرد ، به حركت در مىآيد . در حقيقت نهج البلاغه آكنده از نمونههاى متعددى از اين افكار و ارزشهاست كه متوجه انسان مؤمن و پيشتاز است . به اين نمونه توجه كنيد :
« اى مؤمنان ، از مردم كسى است كه كار زشت را ناپسند مىشمارد و به دست و زبان و دل خود آن را خوش نمىدارد ، چنين كس خصلتهاى نيك را به كمال رسانيده و از آنان كسى است كه به زبان و دل خود انكار كند و دست به كار نبرد ، چنين كس دو خصلت از خصلتهاى نيك را گرفته و خصلتى را تباه ساخته ، و از آنان كسى است كه منكر را به دل زشت مىدارد و به دست و زبان خود بر آن انكار نيارد ، چنين كس دو خصلت را كه شريفتر است ضايع ساخته و به يك خصلت پرداخته ، و از آنان كسى است كه منكر را بازندارد به دست و دل و زبان ، چنين كس مردهاى است ميان زندگان ، و همهء كارهاى نيك و جهاد در راه خدا برابر امر به معروف و نهى از منكر ، چون دميدنى است به درياى پرموج پهناور . و همانا امر به معروف و نهى از منكر نه اجلى را نزديك كنند و نه از مقدار روزى بكاهند و فاضلتر در همهء اينها ، سخن عدالت است كه پيش روى حاكمى ستمكار گويند . » « 1 »
شايد آنچه اين مسأله سياسى را در صفحات نهج البلاغه بارز مىكند ، گفتگوى پرحرارت آن حضرت با جامعه باشد كه افراد آن را به اقدام دائمى در اين زمينه فرامىخواند تا به يك حكومت عادل دست يابند . اين آهنگ در طول فضاى خطاب سياسى در نهج البلاغه نه فرو مىافتد و نه دچار فتور مىشود . علاوه بر سخنان ياد شده اين متن از وصيت آن امام همام نيز در مورد امر به معروف و نهى از منكر بيان شده است :
« به كار نيك امر كن و خود را در شمار نيكوكاران درآر . و به دست و زبان كار ناپسند را زشت شمار . و از آن كه كار ناپسند كند با كوشش خود را دور بدار . در راه خدا بكوش ، چنان كه شايد ، و از سرزنش ملامتگرانت بيمى نيابد . براى حق به هر دشوارى هر جا كه بود در شو . » « 2 »
هامش
( 1 ) نهج البلاغه : كلمات قصار ، شمارهء 374 ، صص 429 - 428 .
( 2 ) همان ، نامهء شمارهء 31 ، ص 296 .