تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي في رؤية النهج ورواية التاريخ ( رفتار شناسى امام على در آيينه تاريخ ) ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
حتى در حالى كه به استقبال مرگ مىشتابد بازهم اين آهنگ از كلام او جدا نشده و آخرين وصيتش مىگردد تا اصول ثابت را آذين بخشد و « انتخاب » دشوارى كه در برابر سختيها و شكستها از پاى ننشست ، مستحكم گردد ، و خطاب به فرزندانش امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) مىفرمايد : « شما را سفارش مىكنم به ترسيدن از خدا ، و اينكه دنيا را مخواهيد هر چند دنيا پى شما آيد ، و دريغ مخوريد بر چيزى از آن كه به دستتان نيايد ، حق را بگوييد و براى پاداش آن جهان كار كنيد ، و با ستمكار در پيكار باشيد و ستمديده را باور . » « 1 » همان گونه كه ديديم مسئلهء سياست جايگاه برجسته و بارزى را در نهج البلاغه اشغال كرده است ، كه پايه‌هاى ثابتش را از قرآن كريم برگرفته و الگوى خود را از تجربهء رسول اكرم ( ص ) در مدينه اخذ كرده و پويايىاش را از دانشى مىگيرد كه راه على ( ع ) به سوى آن ، شفافيت در قرائت مترقى سياسى براى آن مرحله و در دست گرفتن كنترل جزء جزء آن است . اين است آنچه بىهمتايى على ( ع ) زمينه را براى سير در « طريقتش » فراهم آورد ، و در طول خط رفيع و برجسته‌اى كه معروف را از منكر جدا مىسازد و دوگانگى متضادى را كه از معروف و منكر منشعب مىشود ، از هم متمايز مىنمايد ، كه قرآن كريم و ميراث صدر اسلام آكنده از اشاره و ذكر آنهاست .

ب ) آيين مديريت

تئورى مديريت در برنامهء على ( ع ) همانند تئورى سياسى ، بر اين اساس برپا شد كه حكومت ، حكومت اسلام و حامل انديشه ، رسالت و تجربهء آن است . بىآنكه اين مطلب به معناى حكومت دينى - از نوع كليسايى آن - باشد . گرچه امامت يكى از اصول دين است ، و از همان ابتدا در اسلام بعد سياست از بعد دين جدا نبوده و نگرش اسلام ، در تكامل و اتحاد بين اين دو بعد است : « رسالت » كه رابطهء انسان با آفريدگار را تعيين مىكند ، و « نظام » كه قوانين و سيستمها از آن الهام مىگيرند تا جهت تأمين منافع
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، نامهء شمارهء 47 ، ص 321 .